كند كه مخالفت اعتقاديّه ، حكم مخالفت واقعيّه را دارد و استقلالًا سبب عقاب است كه ثابت نكرد ، ولى ما از راه وجدان و آيات و روايات اين معنا را ثابت كرديم و نيازى به دليل ديگر نداريم .
[ توهّم صاحب الفصول ، و الجواب عنه ]
ثم لا يذهب عليك أنه ليس فى المعصية الحقيقية إلا منشأ واحد لاستحقاق العقوبة و هو هتك واحد فلا وجه لاستحقاق عقابين متداخلين كما توهم مع ضرورة أن المعصية الواحدة لا توجب إلا عقوبة واحدة كما لا وجه لتداخلهما على تقدير استحقاقهما كما لا يخفى . و لا منشأ لتوهمه إلا بداهة أنه ليس فى معصية واحدة إلا عقوبة واحدة مع الغفلة عن أن وحدة المسبب تكشف بنحو الإن عن وحدة السبب .
نظر صاحب فصول : به گمان مرحوم صاحب فصول ، حالا كه تجرّى موجب عقوبت است ، پس معصيت واقعى بايد دو عقاب داشته باشد : يكى بر عزم بر معصيت و ديگرى بر فعل خارجى . ولى مدّعى شده است كه اين دو عقاب تداخل مىكنند و يك كيفر بيشتر نخواهد داشت . « 1 » نقد آخوند : مرحوم آخوند اين سخن را اينگونه نقد مىكند كه اولًا وجداناً در مورد معصيت واقعى هم يك سبب و منشأ عقاب بيشتر نيست و آن اينكه معصيت ، هتك حرمت است و هتك حرمت ، مؤاخذه دارد . بديهى است كه سبب واحد ، مسبب واحد مىطلبد و معصيت واحده عقاب واحد لازم دارد . پس يك عقاب هم بيشتر نيست و جاى تداخل نيست و تداخل موضوع ندارد . ثانياً بر فرض كه دو عقاب و دو منشأ عقاب در كار باشد . در اين فرض مقتضاى قاعده عدم تداخل است و تعدّد اسباب موجب تعدّد مسبّبات است و علىالفرض ، تعدّد مسبّبات يعنى دو بار عقاب داشتن امرى ممكن است - و مثل قتل نيست كه اگر زيد صد جرم موجب قتل هم كه مرتكب شده باشد ، يك قتل بيشتر ممكن نيست و يك بار كشته مىشود نه ، صد بار - پس وجهى براى تداخل نيست .
منشأ توهّم تداخل از سوى فصول ، اين است كه بديهى است كه در اسلام ، معصيت واحد عقاب واحد دارد و فصول هم اين را مىدانسته ؛ ولى گمان كرده اينجا از باب تداخل است ، غافل از اينكه به حكم برهان انّى ( از معلول به علت رسيدن ) وحدت مسبّب ( عقاب ) كاشف از وحدت سبب ( هتك واحد ) است ، پس در معصيت هم وجداناً يك هتك حرمت و يك عقاب بيشتر نيست .
هامش
( 1 ) . الفصولالغرويّه ، ص 87 .