تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 414

مساهمون:

ص٤١٤
بطلان قياس - پيش رفته و قاطع شده و خطا كرده باشد ، معذور نيست ؛ زيرا كوتاهى كرده و مقصر است و نبايد از اين راه مىرفت . قطع كه آمد احكام مزبور ( وجوب متابعت و حجيّت ) هم مىآيد و قطع ، مؤثر در اين احكام است و تأثيرش هم لازم و ضرورى و حتمى است . يعنى علت تامّه است . دليل اين تأثير ، عقل سليم و وجدان است كه هركس به وجدان خويش مراجعه كند ، بالبداهه اين را مىيابد كه قطع وقتى آمد ، به‌دنبالش آن مسؤوليت‌ها را دارد ، و نيازى به اقامه برهان نيست ، بلكه فوق برهان است چون بديهى و وجدانى است . نكتهء دوم : ذاتى بودن حجيت قطع : ترديدى نيست در اينكه حجيّت و طريقيت ظنون معتبره و وجوب اتباع اماره معتبره ، جعلى و اعتبارى و قرار دادى است ؛ يعنى عقلاء عالم براى خبر ثقه و ظواهر ، حجيّت قائل شده‌اند و شارع مقدس نيز آن را امضاء كرده است ؛ يا خود شارع مستقيماً براى بيّنه و خبر عدل و . . . حجيت قائل شده است ؛ و گرنه عقلًا و ذاتاً و فى نفسه ، امارات ظنّيه داراى حجيّت و اعتبار نيستند ؛ چه‌بسا اگر به عقل مراجعه كنيم ، حكم كند به اينكه در فرض تمكّن از علم ، حتماً بايد تحصيل علم شود و به گمان اكتفا نشود ؛ هر چند اين تحصيل علم با زحمت و مشقّت توأم باشد . چون در مقابل آن ، نعمت‌هاى بهشتى نصيب انسان مىشود و ارزش دارد كه با هرگونه سختى به آن برسيم . پس مظنّه حجيّت عقلى ندارد . آرى اين شارع مقدس است كه براى مصالحى ( تسهيل امر بر بندگان ) پاره‌اى از ظنون را حجّت قرار داده است . « 1 » ولى آيا حجيّت قطع و وجوب پيروى از آن نيز مثل حجيّت ظن است و به جعل جاعل و اعتبار معتبر است و شارع مقدس يا عقلاء عالم به آن حجيّت اعطاء كرده‌اند يا اين احكام ، ذاتى قطع « 2 » و از لوازم ذات قطع است و جعلى و قرار دادى نيست و محال است كه چنين باشد ؟ جعل و ايجاد در تقسيمى دو قسم مىشود : 1 . جعل بسيط كه عبارت است از اصل ايجاد شى و اعطاء وجود به چيزى ، و چيزى را از كتَم عدم به دار وجود خارج ساختن . به قول علماء ادبيات ، مفاد كان تامّه است . محدودهء جعل بسيط ، ذات و ذاتيات و لوازم ذات را شامل مىشود ؛ مثلًا انسان كه ذات است و حيوان ناطق كه ذاتيات هستند و امكان ذاتى كه لازمه ذات است ، همگى به جعل بسيط مجعول مىشوند ؛ با اين تفاوت كه اصل ذات ، حقيقتاً و اوّلًا و بالذات ايجاد مىشود و لوازم ذات ، ثانياً و بالعرض و به تبع خود ذات مجعول و ايجاد مىشوند و معقول نيست كه يك جعل مستقلى به لوزام ذات تعلق بگيرد .
هامش
( 1 ) . اين بحث مبسوطاً در باب امارات خواهد آمد . ( 2 ) . يعنى ذاتى باب برهان كه لوازم ذات را هم شامل مىشود ، نه خصوص ذاتى باب ايساغوجى كه مخصوص اجناس و فصول‌باشد .