القلم إذا التفت إلى حكم فعليٍ واقعيٍ أو ظاهريٍ متعلق به أو بمقلّديه فإمّا أن يحصل له القطع به أو لا . . . » .
تفاوتهاى دو تعبير و سرّ تغييرات مرحوم آخوند را توضيح مىدهيم :
1 . در عبارت شيخ ، كلمهء مكلّف آمده بود و آخوند بهجاى آن ، عبارت « البالغ الذى وضع عليه القلم » گذاشته است . سرّ تغييرات اين است كه مرحوم آخوند در حاشيهء رسائل « 1 » فرموده است كه كلمهء مكلّف مشتقّ است و مشتقات ظهور در فعليت دارند و از اين كلمه ، مكلف فعلى تداعى مىكند و اگر مراد مكلف فعلى شد - يعنى كسى كه بالفعل مكلف است و تكليف در حق او منجّز و حتمى شده است - تقسيم آن به سه قسم قاطع و ظانّ و شاكّ ، ناتمام است ؛ زيرا مَقسم بايد در تمام اقسام باشد و به عين وجود قِسم ، موجود باشد و قسم همان مقسم است با زيادى خصوصيتى كه دارد ، در حالى كه مكلف فعلى در قسم شاكّ نيست ، چون شاكّ در حكم فعلى - مثلًا حرمت شرب توتون - نسبت به حكم واقعى ، مكلف فعلى نيست و واقع در حق او به درجه حتميّت و تنجّز نرسيده است .
اما اگر بهجاى مكلف بگوييم « البالغ الذى . . . » ، يعنى شخصى كه شروط عامهء تكليف ( بلوغ ، عقل و قدرت ) را دارد و قلم تكليف بر دوش او نهاده شده است ؛ گرچه در موردى در حق او فعلى و منجّز نشده باشد كه فرض شكّ و جاهل قاصر باشد .
2 . « كلمهء اذا التفّت » : مراد از اين التفات ، التفات تفصيلى نيست ، زيرا التفات تفصيلى بعد از فحص و تحقيق در منابع مىآيد و در اين مرحله سه قسم ندارد ، بلكه معيناً يكى از آنهاست ؛ مثلًا فقط قاطع است يا فقط ظانّ است . پس مراد ، التفات اجمالى است ، يعنى وقتى متوجه شد كه مثلًا بيمه در اسلام حكمى دارد ، پيوند اعضاء در اسلام حكمى دارد ، استعمال دخانيات حكمى دارد و بهدنبال آن فحص و تحقيق كرد ، نتيجهاش اين است كه يا قطع به حرمت پيدا مىكند يا ظنّ ، يا شك .
3 . كلمهء « حكمٍ » : عبارت شيخ كلمهء « حكمٍ شرعيٍ » داشت و آخوند كلمه شرعى را نياورد ، چون مقصود روشن است و به قرينه مقام كه بحث ما از وظايف مجتهدين است ، روشن مىشود كه مقصود ، حكم شرعى است ، نه احكام فلسفى و رياضى و ديگر علوم . بنابراين نيازى به آوردن آن نيست .
4 . كلمهء « فعلى » : در عبارت شيخ اين كلمه نبود و مرحوم آخوند آن را افزوده و منظور اين است كه بايد التفات به حكم فعلى ( حكمى كه به مرحله بعث يا زجر رسيده است باشد ) و گرنه التفات به حكم شأنى و انشايى بدون آنكه به مرحله فعليّت برسد ، ارزشى ندارد . وجه اين قيد را در ادامه از خود آخوند خواهيم شنيد .
5 . كلمهء « واقعى » و « ظاهرى » : در عبارت شيخ ، كلمه حكم شرعى آمده بود و قيد نكرده بود كه ظاهرى يا واقعى ؛ ولى مرادش خصوص حكم شرعىِ واقعى بود ؛ چرا كه اگر مرادش اعم از واقعى و
هامش
( 1 ) . حاشيهء آخوند رحمه الله بر رسائل ، ص 2 .