اين دو ظهور اطلاقى ، تنافى دارند ، زيرا اولى اشاره به تخيير و توسعه و دومى به تضييق و تعيين است . از نظر مشهور ظهور صيغه در ايجاب تعيينى قوىتر از ظهور مطلق در اطلاق و شياع است .
آخوند وجه قوىتر بودن را ذكر نمىكند ، ولى شايد وجهش غلبهء وجود يا غلبهء استعمال صيغهء امر در ايجاب تعيينى باشد ؛ ولى مطلق ، غالباً تقييد خورده و به قول مشهور غالباً در مقيّد استعمال شده است ؛ تا آنجا كه مىگويند « ما مِن مطلقٍ إلّاو قد قُيّد » ؛ يعنى كمتر مطلقى است كه مبتلا به تقييد نشده باشد . روى اين جهات ظهور صيغه در تعيين قوىتر است .
قاعدهء كلّى اين است كه دليل قوىتر بر ضعيفتر تقدّم دارد ، پس مقيّد بر مطلق مقدّم مىشود و سبب تقييد مىگردد . البته اگر مناطْ اقوائيّت باشد ، بايد گفت در جايى ممكن است مطلق قوىتر باشد .
در آن صورت ، بايد مطلق را اخذ كنيم و در مقيّد تصرّف كنيم ، ولى غالباً قضيّه به عكس است و مقيّد قوىتر است .
اشكال رأى مشهور : وجهى كه مرحوم آخوند براى تقديم مقيّد بر مطلق و تقييد مطلق بهوسيلهء مقيّد ( رأى مشهور ) ذكر كرد ، مبتلا به اشكال و مادّهء نقض شده است و آن اينكه : لازمهء وجه مذكور اين است كه در مستحبات نيز اگر مطلق - « مثل تصدّق » ، « زر الحسين عليه السلام » - و مقيّدى - مثل « تصدّق يوم الجمعه » ، « زر الحسين عليه السلام فى ليلة الجمعه » - داشتيم ، به همان دليل ، مطلق را بر مقيّد حمل كنيم و بگوييم معيّناً روز جمعه صدقه دادن مستحب است و معيناً شب جمعه زيارت حضرت حسين عليه السلام مستحب است . در حالى كه مشهور در مستحبات چنين نكردهاند و قائل به تقييد نشدهاند ، بلكه مطلق را اخذ كرده و فتوى به استحباب مطلق تصدق و زيارت امام حسين عليه السلام دادهاند و مقيّد را حمل بر استحباب مؤكّد كردهاند . پس عملكرد و فتواى فقهاء در مستحبات ، ماده نقضى بر توجيه مرحوم آخوند است .
جواب : مرحوم آخوند از اين اشكال نقضى به دو صورت جواب مىدهند :
1 . قياس واجبات - كه مورد بحث ماست - به باب مستحبات - كه از بحث اجنبى است - معالفارق است ؛ زيرا در مستحبات نوعاً و غالباً مسأله اختلاف رتبه و تفاوت مراتب و درجات محبوبيّت در كار است ، و در نوع مستحبات چنين است كه مستحب و مستحب مؤكّد و مستحب مؤكّدتر و . . . داريم و شرايط زمان و مكان و غيره ، در ارزشمندتر بودن عمل نقش دارند . و چون غالباً چنين است ، موارد ياد شده هم حمل بر غالب مىشود « 1 » و نوبت به تقييد نمىرسد ، ولى در واجبات غالباً چنين نيست ، بلكه بيشتر از يك مطلوب وجود ندارد ؛ يا بر طبق مطلق است و يا مقيّد ، و ناگزير بايد تقييد را مرتكب شويم ؛ ولى فورى مىفرمايد « فتأمل » كه شايد اشاره به اين باشد كه اولًا در واجبات
هامش
( 1 ) . الظن يلحق الشىء بالأعم الأغلب .