تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
مطلق در اصطلاح اصولى ما : تا به حال چهار دسته از الفاظ و مصاديق را ذكر كرديم و با موضوع له آنها آشنا شديم : 1 . اسم جنس براى خود طبيعت وضع شده است ؛ 2 . علم جنس ، مثل اسم جنس ؛ 3 . مفرد با الف و لام ، مثل اسم جنس ؛ 4 . نكره هم كه براى حصّه وضع شده بود . حال در اصطلاح اصوليّين بر كدام‌يك از اينها مطلق گفته مىشود تا احكام آتيه بر آن مترتّب شود ؟ مىفرمايد در اصطلاح اصوليّين مطلق بر اسم جنس صادق است ، چون جنس و طبيعت با قطع نظر از هر خصوصيتى ، كلّى و قابل صدق بر كثيرين است ( ما دلّ على شايع فى جنسه ) « 1 » و بر اسم نكره به معناى دومش هم صادق است ؛ چون حصّهء كذايى قابل صدق بر حصص گوناگون است و هركدام مىتواند مصداق واقع شود ، و تعريف مزبور بر آن صدق مىكند . « 2 » كمااين‌كه از نظر لغت هم بر اسم جنس و نكره به معناى ثانى مطلق ، اطلاق مىشود ؛ زيرا مطلق در لغت يعنى مرسل ، آزاد ، رها ، بىقيد و شرط ، اسم جنس و نكرهء كذايى چنين هستند . اصولًا در اين باب اصوليّين اصطلاح خاصى ندارند و مطلق را به همان معناى لغوى كلمه به كار مىبرند و بعيد است كه اصطلاح خاصّ داشته باشد . پس لغت و اصطلاح متوافق و هماهنگ هستند . بر مسلك مرحوم آخوند مطلق ، اصطلاح خاصى پيدا نكرد و به معناى لغوى كلمه باقى ماند ، و هريك از اسم جنس و اسم نكره از الفاظ مطلق محسوب شدند ، به بيانى كه ذكر شد . مسلك مشهور : به آنان نسبت داده شده كه براى مطلق اصطلاح خاصى قائل هستند و مىگويند مطلق آن است كه وضع شده باشد براى معنايى كه مقيّد به قيد ارسال و شياع است ، مثلًا انسان وضع شده است براى حيوان ناطق به شرط اين‌كه اطلاق و سريان داشته باشد . قيد ارسال و شيوع داشتن هم جزء موضوع‌ٌله است ، نه خارج لازم . اشكال مسلك مشهور : طبق اين تعريف لازم مىشود كه اسماء اجناس از الفاظ مطلق نباشند ؛ زيرا اسم جنس برخود جنس و طبيعت بما هى هى دلالت دارد ، نه بر طبيعت به شرط شىء ؛ يعنى به قيد مطلق و مرسل بودن . همچنين لازم مىشود اسم نكره هم خارج شود ، چون آن نيز بر طبيعت مقيّده دلالت دارد ، ولى قيدش ارسال و شياع نيست ، بلكه وحدت است ، يعنى طبيعت مقيّد به قيد وحدت كه از آن به حصّه تعبير مىشود . پس تعريف مشهور اين لازم را دارد ، در حالى كه هرگز اين لازم قابل التزام نيست . خود مشهور هم تصريح كرده‌اند به اين‌كه اسم جنس و اسم نكره از الفاظ مطلق هستند . از اينجا مىتوان به اين نتيجه رسيد كه نسبت تعريف مذكور به مشهور ناتمام است .
هامش
( 1 ) . صحبتى از علم جنس و مفرد با الف و لام نمىكند ؛ چون در حكم اسم جنس هستند . ( 2 ) . آرى نكره به معناى اوّل كه در جمله خبريه بود از بحث خارج است ؛ زيرا قطعاً داراى اطلاق و ارسال نيست .