1 . از نظر مشهور وضع عامّ و موضوعله خاصّ بود ، يعنى واضع هنگام وضع يك معناى كلّى را تصوّر كرده ، سپس لفظ را براى نفس همان كلّى جعل نكرده ، بلكه براى مصاديق آن وضع كرده است .
2 . از ديدگاه مرحوم آخوند در باب حروف هم ، وضع و موضوع له هر دو عموميت دارند ، يعنى معناى متصور ، كلّى است و لفظ « هم » در قبال همين كلّى واقع شده است ، نه در برابر افراد آن . در مانحنفيه واضع مفهوم كلّى اخراج حكمى را در نظر گرفته ، سپس به قول مشهور ، كلمهء « الّا » را براى مصاديق اخراج كلّى وضع كرده است كه يكى از آن مصاديق مانحنفيه است و به قول آخوند لفظ إلّارا هم براى همان مفهوم كلّى وضع كرده است .
ب ) گاهى مستثنى و مستثنىمنه هر دو واحد هستند ، يعنى در كلام ، يك مستثنى و يك مستثنىمنه بيشتر نيست ، مثل « أكرم العلماء إلّازيداً » . گاهى هر دو متعدّد هستند ، يعنى چند عامّ و چند استثناء وجود دارد ، مثل : « أكرم العلماء إلّاالفاسقين منهم ، و أطعم الفقراء إلّاالتاركين منهم للصلوة ، و احترم الاطباء إلّاالكافرين منهم » و . . . يا مثل : « أكرم العلماء و أطعم الفقراء و احترم الأطباء إلّاالفاسقين و إلّاالتاركين و إلّا الكافرين . »
گاهى مستثنىمنه واحد است ، ولى مستثنى متعدّد است ؛ مثل : « أكرم العلماء إلّاالفاسقين و إلّا الكافرين و . . . . »
گاهى هم ، مستثنىمنه متعدّد و مستثنى واحد است كه مفروض بحث ماست . مثل : « أكرم العلماء و الفقراء و الأطباء إلّاالفاسقين منهم » ، كه همه محكوم به يك حكم هستند . يا مثل : « أكرم العلماء و أطعم الفقراء و احترم الأطباء إلّاالفاسقين منهم » كه هر عامى حكم جدا دارد .
ج ) اخراج و استثناء ، گاهى واحد است و گاهى متعدّد ، يعنى گاهى يك إلّاو استثناء بيشتر نيست ، مثل : « أكرم العلماء إلّازيداً ، يا أكرم العلماء إلّاالفساق منهم » . گاهى هم چندين اخراج و استثناء هست ، مثل :
« إلّا زيداً و إلّابكراً و . . . يا إلّاالخويين و إلّاالحكماء و . . . » . در فرض اوّل هم كه اخراج واحد است ، گاهى مُخرَج به اين اخراج ( مستثنى ) واحد است ، مثل : إلّازيداً ، و گاهى مُخرَج متعدّد است مثل : إلّازيداً و خالداً و علياً ، يا إلّاالفاسقين كه عنوان ظاهرى يكى است ، ولى مصاديق متعدّدى دارد و با يك اخراج ، همه آنها خارج مىشوند .
مثلًا در امور تكوينى گاهى صياد تور ماهيگيرى را به دريا مىاندازد و يك ماهى بيرون مىآورد ، گاهى هم صدها ماهى صيد مىكند . در اينجا مخرجها از دريا متعدّد است ، ولى اخراج واحد است ، يعنى با يك تور انداختن ، آن همه صيد نصيبش شده است . و متقابلًا در فرض وحدت اخراج ، گاهى مُخرَجعنه ( مستثنىمنه ) نيز واحد است ، مثل « أكرم العلماء إلّازيداً » و گاهى مُخرَجعنه متعدّد است كه مفروض بحث ماست .
با توجّه به اين نكات : كلمهء إلّا براى اخراج وضع شده است و هميشه هم در همين معنا استعال
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 333
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٣٣