تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
الهى است . آنگاه اگر مخاطب حقيقى مردمان و مؤمنان بودند ، جاى بحث‌هاى مذكور هست كه آيا خطابات شفاهى مخصوص حاضرين در جلسه تخاطب است يا شامل غايبين و آيندگان نيز مىشود ؟ اقوال و ادله را هم بيان كرديم . حال فرض ديگرى هم وجود دارد و آن اين‌كه اصلًا مخاطب حقيقى اين خطاب‌ها شخص پيامبر صلى الله عليه و آله باشد كه خداوند از طريق وحى و سخن گفتن از وراء حجاب و يا با نزول فرشته و يا از طريق الهام به قلب شريف و عرشى پيامبر صلى الله عليه و آله او را مخاطب قرار داده و با او سخن مىگويد و ديگران اصلًا مخاطب اين خطاب‌ها نيستند ؛ حتى حاضرين در جلسه . و گويا پيامبر كه بر فراز منبر ، آيات الهى را بر مردمان تلاوت و ابلاغ مىفرمايد ، جريان مخاطبه و مكالمه خويش با خداى متعال را بازگو مىكند ، نه اين‌كه خطابى براى ديگران باشد . اين معنا از پاره‌اى روايات قابل استفاده است ، آنجا كه مىگويد : « يا قتادة إنّما يعرف القرآن من خوطب به » . « 1 » بنا به روايت زيد شحام از امام باقر عليه السلام قرآن را فقط مخاطبان واقعى آن مىشناسند و معرفت حقيقى به قرآن دارند و واضح است كه اينان جز معصومين عليهم السلام و در رأس آنان جز شخص پيامبر صلى الله عليه و آله نخواهد بود . آنگاه طبق اين فرض چاره‌اى نداريم ، جز اين‌كه خطابات مزبور را از نوع خطاب انشايى بدانيم ، نه خطاب حقيقى ، زيرا پيامبر صلى الله عليه و آله يك نفر است ، ولى در خطاب ، به لفظ جمع آمده و فرموده است يا ايها الناس ، يا ايها الذين آمنوا و . . . . واضح است كه خطاب فرد به لفظ جمع ، حقيقى نيست ، بلكه تنزيلى است و منظور ، اصل انشاء خطاب است ، نه اين‌كه منظور اختصاص محتواى خطاب به شخص مخاطب باشد . پس مانعى ندارد حكمى كه در اين گونه خطابات آمده است ، مثل وجوب تقوى ، وجوب صوم و . . . عمومى بوده و اختصاص به رسول صلى الله عليه و آله نداشته باشد ، بلكه حاضرين و غايبين و حتى معدومين را هم شامل شود .
هامش
( 1 ) . تفسيرالبيان ، ص 285 .