مطلب است كه ما به وجدانمان كه مراجعه مىكنيم ، مىبينيم هيچ مانعى ندارد كه متكلمى با ادوات نداء مطلبى را بگويد و از مدخول اين ادوات ( ناس ، مؤمنون و . . . ) عموم افراد ( موجود و معدوم ، حاضر و غايب ) را اراده كند بدون اينكه مجازيت و رعايت علاقهاى در ميان باشد و اراده عموم افراد از « يا ايها الناس » ، مثل ارادهء خصوص حاضرين در جلسه مذاكره است و هر دو حقيقت است . در حالى كه بر مسلك مشهور كه طرفدار خطاب حقيقى بودند و موضوع لهِ ادوات نداء را خطاب حقيقى مىدانستند ناگزير بودند از ارتكاب مجاز يعنى يا بايد از ظهور وضعىِ حروف نداء صرف نظر كرده و بر خطاب انشايى حمل مىكردند و يا از خير عموم مدخول گذشته و آن را بر حاضرين حمل مىنمودند .
قوله : و توهّم كونه ارتكازياً : اشكال : اگر شما بگوييد كه از آنجا كه اين تنزيل و اراده عموم از مدخول ، به نحو عنايت و مجاز ، در ذهن ما مرتكز شده و ذهن با آن مأنوس شده است خيال مىكنيم مجازيت و علاقهاى در بين نيست ، در حالى كه در واقع ، اراده عموم معالقرينه است .
قوله : يدفعه : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد اگر چنين امرى ارتكازى بود ، « 1 » بايد پس از التفات و توجّه مىفهميديم كه اين اطلاق مجازى است ، امّا وجداناً چنين نيست و هرگز رعايت علاقه به ذهن كسى نمىآيد . « 2 » قوله : و ان ابيت الّا عن وضع الادوات : اگر شما مبناى ما را نپذيريد و بگوييد مطلب همان است كه مشهور اصوليون و دانشمندان ادبيات عرب مىگويند - يعنى اين ادوات براى خطاب حقيقى وضع شدهاند نه انشايى - و از اين نظريه به هيچ قيمتى عدول نكنيد ، خواهيم گفت طبق اين معنا چارهاى نداريم جز اينكه بگوييم كليه خطابات قرآن - چه خطاباتى كه اصطلاحاً خطاب شفاهى هستند و مقرون به ادوات خطاب مىباشند ، مثل يا ايها الناس و . . . و چه خطاباتى كه مشتمل بر اين ادوات نيستند ، ولى روى سخن با فرد يا گروهى است و خطاب متوجّه آنهاست . مثل و لله على الناس حج البيت مخصوص مشافهين و حضار در جلسه است ؛ كمااينكه خطابات بشرى اينگونه هستند . البتّه باز هم تكرار مىكنيم كه حمل بر تخصيص در فرض نبود قرينه بر تعميم ، و با قطع نظر از آن است ؛ ولى ديديم كه نوعاً قرينه بر تعميم وجود دارد و نوبت به حمل بر معناى حقيقى نمىرسد .
قوله : و توهّم صحة التزام النعميم : در ميان دانشمندان اسلامى گروهى طرفدار تعميم شدهاند و گفتهاند خطابات شفاهى قرآن به صيغه و ظاهر وضعىشان ، مفيد عموم هستند و تمام افراد موجود و
هامش
( 1 ) . خاصيت امور ارتكازى اين است كه به محض التفاوت و توجّه ، براى انسان معلوم مىشود ، و گرنه از كجا بفهميم كه فلان امردر ذهن ما مرتكز است ؟
( 2 ) . خود شما كه دهها بار قرآن تلاوت كرده و با اين آيات روبهرو شدهايد هرگز به ذهنتان نرسيده است كه شايد يا ايها الناس مخصوص انسانهاى عصر خطاب باشد ، بلكه همواره از آن ، عموم انسانها به ذهن مىآيد و قطع نظر از شبههاى كه در اين بحث اصولى القاء شد ، اگر ظاهر خطاب را ببينيم و از آن ، عموم انسانها را اراده كنيم ، مجازيتى در بين نيست ، ولى اگر براى خطاب حقيقى وضع شده بود ، اين اراده عموم ، مجازى بود نه حقيقى .