2 . آيا اصل مزبور از ظنون خاصه است ، يعنى دليل خاصّ « 1 » بر حجيّت آن قائم شده است يا از باب ظنّ مطلق و به حكم دليل عامّ انسداد حجت مىشود ؟ مشهور آن را از ظنون خاصّه دانستهاند ؛ زيرا باب علمى را مفتوح مىدانند . ولى محقّق قمى و ديگران از ظنون مطلقه دانستهاند .
3 . آيا اصل مزبور به مناط افاده ظن شخصى حجّت است يا به مناط ظن نوعى ؟ ظن شخصى آن است كه براى شخص مجتهد ، بالفعل ظن به مراد پيدا شود . ظن نوعى آن است كه اين اصل شأنيت افاده ظن را دارد و براى نوع مجتهدين افاده ظن مىكند ولو براى شخص فلان كس به دلايلى مفيد ظن نباشد ؛ چون مسبوق به شبهه است . باز مشهور حجيّت ظواهر را به افاده ظن نوعى منوط كردهاند ، ولى بعضىها مثل فاضل تونى ، صاحب وافيه ، ظن شخصى را ملاك قرار دادهاند .
4 . آيا ظواهر خطاب فقط براى مشافهين و مقصودين بالافهام حجت است يا عموميت دارد و براى غير مشافهين و غير مقصودين بالافهام نيز حجت است ؟ ميرزاى قمى طرفدار احتمال اول است ، ولى مشهور طرفدار وجه ثانى هستند .
5 . گاهى به وجود دليل خاصّ و تخصيص عامّ بهوسيلهء آن ، علم تفصيلى داريم و گاهى علم اجمالى كه اجمالًا در ميان عمومات ، مثلًا 20 % مبتلا به تخصيص شدهاند . عام مورد نظر هم از اطراف علم اجمالى است و گاهى مجرد شك و احتمال بدوى است كه شايد عام تخصيص خورده باشد ، و گرنه يقينى در كار نيست . مرحوم آخوند مىفرمايد بحث ما در اينكه آيا اصالةالعموم مطلقاً حجّت است يا پس از فحص و يأس متّبع است ، پس از مفروغعنه گرفتن چند مطلب است :
الف ) پس از فراغ از اصل حجيّت آن ؛
ب ) پس از فراغ از ظن خاصّ بودن آن ؛
ج ) پس از فراغ از اعتبار آن به مناط ظن نوعى ؛
د ) پس از فراغ از حجيّت ظواهر براى عموم مقصودين و غير مقصودين بالافهام ؛
ه ) پس از فراغ از نبود علم تفصيلى و علم اجمالى و مجرّد احتمال تخصيص .
آنگاه با مفروض گرفتن اين مطالب در اينجا بحث مىكنيم كه آيا اصالةالعموم مطلقاً حجّت است يا پس از فحص و يأس معتبر است ؟ آنگاه با اين محاسبه بسيارى از دليلهايى كه ديگران براى اعتبار فحص و يأس و عدم جواز تمسّك به عامّ قبل از فحص آودهاند ، باطل و بىاعتبار خواهد بود .
مثلًا عدهاى گفتهاند تا فحص و يأس نباشد ، ظن شخصى به ظاهر كلام پيدا نمىشود ؛ ولى ديديم كه اصلًا ظن شخصى ملاك نيست تا به اين دليل فحص لازم باشد . يا مثلًا عدهاى مثل شيخ اعظم گفتهاند علم اجمالى كبير به وجود تخصيص ، موجب شده است تا فحص لازم باشد ، ولى ديديم كه فرض علم
هامش
( 1 ) . بناء عقلاء .