[ عدم إحراز مصاديق العامّ بأصالة عدم التخصيص ]
بقى شىء : و هو أنه هل يجوز التمسك بأصالة عدم التخصيص فى إحراز عدم كون ما شك فى أنه من مصاديق العام مع العلم بعدم كونه محكوما بحكمه مصداقا له مثل ما إذا علم أن زيدا يحرم إكرامه و شك فى أنه عالم فيحكم عليه بأصالة عدم تخصيص أكرم العلماء أنه ليس بعالم بحيث يحكم عليه بسائر ما لغير العالم من الأحكام .
فيه إشكال لاحتمال اختصاص حجيتها بما إذا شك فى كون فرد العام محكوما بحكمه كما هو قضية عمومه و المثبت من الأصول اللفظية و إن كان حجة إلا أنه لا بد من الاقتصار على ما يساعد عليه الدليل و لا دليل هاهنا إلا السيرة و بناء العقلاء و لم يعلم استقرار بنائهم على ذلك فلا تغفل .
مطلب آخر : خروج موضوعىِ فرد مشكوك
آخرين مطلب فصل پنجم ( مبحث تمسّك به عامّ در شبههء مصداقيّه ) ، اين است كه آنچه تا به حال عنوان شد اين بود كه اگر عامّى داشته باشيم ، مثلًا « اكرم العلماء » و در خارج فردى از افراد به نام زيد ، يقيناً از افراد عامّ باشد و موضوع محرز باشد ، ولى از نظر حكمى در حكم اين فرد شك كنيم « 1 » كه آيا اكرام زيد هم واجب است يا نه ، از اصالة العموم يا اصالة عدم التخصيص استفاده مىنموديم و فرد مزبور را در حكم عام داخل مىكرديم .
ولى حالا سخن در عكس اين مطلب است ، يعنى عامّى داريم « اكرم العلماء » و در خارج ، فردى به نام زيد يقيناً از حكم عام خارج است و بهدليل خاصّ اكرامش واجب نيست ؛ ولى نمىدانيم كه آيا زيد از علماء است تا خروجش از تحت عام ، تخصيصى و حكمى باشد و عموم عامّ به اين مورد تخصيص خورده باشد يا از جهّال است تا خروج موضوعى و تخصصى داشته باشد و عموم عام به اين باب ، لطمه نخورده باشد . آيا نسبت به چنين شكى مىتوانيم از اصالةالعموم استفاده كنيم و بگوييم انشاءالله عامّ تخصيص نخورده و بنا را بر عدم تخصيص بگذاريم و در نتيجه بگوييم پس خروج زيد تخصصى است و وى از علماء نيست ، يا جاى تمسّك به اين عامّ در چنين موردى نيست ؟ « 2 » اشكال آخوند : مرحوم آخوند مىفرمايد : در جواز تمسّك به اصالةالعموم به اين منظور اشكال داريم ؛ زيرا قدر متقين از حجيّت اصالة العموم در موردى است كه صدق عنوان محرز است و يقيناً زيد از افراد عامّ است ، ولى در حكم آن شك داريم . اينجا جاى اصل مزبور است كه با اجراى آن ، حكم فرد
هامش
( 1 ) . چه منشأ شك ما احتمال تخصيص باشد و چه جهات ديگرى ، از قبيل اجمال خطاب باشد كه در وهمٌ و ازحةٌ عنوان شد .
( 2 ) . ممكن است بپرسيد ما چون يقين داريم كه زيد واجب الاكرام نيست ، ديگر چه نيازى به اصالة العموم داريم و اجراى اين اصل چه فايدهاى دارد ؟ جوابش اين است كه نسبت به ساير آثار و احكام اثر دارد . اگر گفتيم زيد از علماء نيست ، نتيجهاش اين است كه ساير احكامى كه براى علماء وجود دارد ، براى زيد نيست و نيز كليه احكامى كه براى جهال ثابت مىشود ، براى زيد هم ثابت است .