3 . احاديثى كه دالّ بر انعقاد نذر احرام و صوم مزبور هستند و چنين نذرى را صحيح مىدانند .
حال اين سؤال مطرح مىشود كه جمع اينها چگونه است ؟ اگر در متعلّق نذر رجحان معتبر است و بايد اوّل رجحان احراز شود تا نذر منعقد شود ، يا اگر احرام و صوم كذايى اصلًا باطل و نامشروع هستند و رجحانى ندارند ، پس چگونه روايات مىگويند چنين نذرى منعقد مىشود ؛ در حالى كه نذر ، فرع بر رجحان است ؟ در جواب مىگوييم فعلًا كارى به بحثهاى فقهى نداريم و بنابراين مىگذاريم كه شرعاً احرام قبل از ميقات و روزه در سفر ، بدون نذر باطل است و با نذر ، صحيح و لازم مىشود . آنگاه مىگوييم از سه راه ، مشكل مزبور را حل كرده و جمع ميان اخبار مىنماييم و در هر حال نتيجه مىگيريم كه اين دو شاهد به درد متوهّم نمىخورد :
راه اوّل اين است كه بگوييم احرام پيش از ميقات مانند احرام از ميقات ، داراى ملاك و مقتضى و رجحان ذاتى است و قطع نظر از نذر همچنين بوده است ؛ روزه در سفر نيز مثل روزه در حضر داراى رجحان ذاتى است و ربطى به نذر ندارد . منتها فعلًا مانعى جلو آن مقتضى و ملاك را گرفته و نگذاشته آن ملاك فعلى شود . « 1 » خاصيت تعلّق نذر به چنين عملى اين است كه آن مانع را مرتفع مىسازد و نقش ديگرى ندارد ، آنگاه مقتضى تأثير خود را مىگذارد . محذورى هم وجود ندارد و رجحانى هم كه در متعلّق نذر بايد باشد ، در اينجا هست . مثال وضو با گلاب ، قابل قياس با اين دو باب نيست ؛ در آنجا اصل مشروعيت و صحت ، مشكوك است و رجحان ذاتى محرز نيست تا دليل نذر ، رفع مانع كند و حكم به صحت شود .
راه دوم اين است كه بگوييم اصلًا قبل از تعلّق نذر ، صوم در سفر و احرام قبل از ميقات داراى رجحان و مقتضى نبودند و در سايه تعلّق نذر و به سبب آن ، اين رجحان آمد و احرام و صوم كذايى راجح گرديد ، كما اينكه از برخى روايات نيز همين مطلب مستفاد است ، يعنى روايتى كه مىگويد :
« احرام پيش از ميقات همانند نماز پيش از وقت است » . « 2 » همانطور كه نماز قبل از دخول وقت شرعى ، اصلًا مقتضى و ملاك ندارد و يك درصد هم مصلحت و مطلوبيت ندارد ، احرام قبل از ميقات نيز چنين است .
آنگاه از طرفى روايات مىگويند نذر چنين احرام يا صيامى صحيح است و منعقد مىشود و از طرفى روايات ديگر مىگويند متعلّق نذر بايد راجح باشد و از سوى ديگر در رواياتى داريم كه احرام پيش از وقت ، اصلًا رجحان ندارد و جمع اين سه طايفه به اين است كه با نذر كردن ، رجحان درست
هامش
( 1 ) . مانع شايد همين نهى شرعى باشد كه در طايفه اوّل از اخبار به آن اشاره شد ، نظير نماز در مكان غصبى با نماز اوّل وقت كه مقتضى دارد ، ولى در سايه ابتلا به مزاحم اقوى ، امرش فعلى نشده است ؛ شايد موانع ديگر از قبيل مشقّت روزه در سفر و مشقّت احرام از وطن باشد كه بايد امورى را ترك كند و به زحمت بيفتد كه اين مانع با نذر مىرود و خودش ، خودش را متعهد مىكند .
( 2 ) . وسائلالشيعة ، ج 8 ، ص 234 .