تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 273

مساهمون:

ص٢٧٣
حجّت قوىتر است ، « 1 » بر دليل عامّ مقدم مىشود و چون دليل خاصّ و حجّت اقوى مجمل است ، خطاب مجمل در قدر متيقن ( مرتكب كبيره ) حجت است و در زايد و اكثر ، دليل خاصّ در سايه اجمالش ، حجّت نمىشود و دليل عامّ كه ظهورش محفوظ است ، حجّت بلا مزاحم مىگردد و به اصطلاح ، مقتضى موجود است و مانع هم مفقود ؛ پس به عموم عامّ عمل مىشود . 2 . مخصِّص منفصل و دوران بين‌المتباينين : مثلًا مولى اوّل فرموده : « اكرم كلّ عالم » ، سپس فرموده است « لاتكرم زيداً » و ما ندانستيم كه منظور مولى از اين زيد آيا زيد بن بكر است يا زيد بن خالد ؟ و مفهوم خاص ، يعنى زيد مجمل است . ما نمىدانيم مولى از زيد كدام هيكل خارجى را اراده كرده و لفظ را در كدام‌يك استعمال نموده است . آيا اجمال خاصّ موجب اجمال عامّ مىگردد ؟ حكم اين قسم : در اين صورت دليل عامّ اجمال حقيقى پيدا نمىكند ؛ زيرا خطاب جدايى دارد و ظهورش منعقد شده است ولى اجمال حكمى پيدا مىكند ، يعنى به منزله مجمل است و احكام مجمل بر آن پياده مىشود و مانند دليل مجمل با آن ، معامله مىشود و گويا مجمل است و نسبت به هيچ‌كدام از دو زيد بدان تمسّك نمىگردد . دليل مطلب : علم اجمالى داريم كه يكى از اين دو زيد تخصيص خورده و از عموم عامّ خارج شده است ، لذا هركدام طرف علم اجمالى است و به هركدام كه اشاره كنيم و بگوييم اكرامش واجب است ، علم اجمالى جلو ما را مىگيرد و موجب تعارضِ بالعرضِ اصالةالعموم در اين فرد و فرد ديگر مىشود . بنابراين ، نسبت به هيچ زيدى نمىتوان از عموم عامّ استفاده كرد . منتها نتيجه بر حسب موارد فرق مىكند . اگر خطاب عامّ به صورت « اكرم كلّ عالم » باشد كه دالّ بر وجوب است و خطاب خاصّ به صورت « لا تكرم زيداً » باشد كه دالّ بر تحريم است . نتيجه اين است كه نسبت به هركدام از دو زيد احتمال وجوب و حرمت اكرام داده مىشود و دوران بين المحذورين است و نتيجه تخيير است . اگر خطاب عامّ به نحو « اكرم كلّ عالم » باشد و خطاب خاصّ به نحو « لا يجب اكرام زيد » ، احتياط به اين است كه هر دو زيد اكرام شود تا يقين كنيم آن زيدى هم كه واجب الاكرام بوده اكرام شد . اگر خطاب به نحو « يحرم اكرام العلماء » باشد و خاصّ به نحو « لا يحرم اكرام زيد » ، احتياط به اين است كه اكرام هر دو زيد را ترك كنيم تا با واقع موافقت نماييم . 3 . مخصِّص متصّل و دوران بين اقلّ و اكثر : مثل « اكرم العلماء إلّاالفاسقين منهم » كه فاسق مردّد است بين خصوص مرتكب كبيره يا اعمّ از كبيره و صغيره ! 4 . مخصِّص متصّل و دوران بين متباينين : مثل « اكرم كلّ عالم إلّازيداً » كه زيد مردد است . ميان زيد بن بكر و زيد بن خالد .
هامش
( 1 ) . چون نص يا اظهر است و هركدام كه باشد قوىتر از ظاهر مىباشند .