و أما الاستدلال على ذلك أى عدم الدلالة على المفهوم بآية و ربائبكم اللاتى فى حجوركم ففيه أن الاستعمال فى غيره أحيانا مع القرينة مما لا يكاد ينكر كما فى الآية قطعا مع أنه يعتبر فى دلالته عليه عند القائل بالدلالة أن لا يكون واردا مورد الغالب كما فى الآية و وجه الاعتبار واضح لعدم دلالته معه على الاختصاص و بدونها لا يكاد يتوهم دلالته على المفهوم فافهم .
استدلال منكران به آيه : منكران و مخالفانِ مفهوم وصف براى نفى مفهوم وصف ، به يك آيه تمسّك كردهاند . « 1 » و ربائبكم اللّاتى فى حجوركم . « 2 » موضوع بحث در آيه ربيبهها هستند ، يعنى دختران همسر مرد جديد كه از شوهر قبلى باقىماندهاند . يعنى مردى از دنيا رفته يا همسرش را طلاق داده است و از اين زن دخترانى دارد كه به حكم دادگاه آنها هم با مادرشان زندگى مىكنند و مرد جديدى با اين زن ازدواج مىكند و دختران زن هم در كنار مادر به خانه شوهر دوم مىآيند و در دامان او تربيت مىشوند .
البتّه گاهى هم دختران ، بزرگ شدهاند و زندگى مستقلّى دارند و در دامان شوهر دوم پرورش پيدا نكردهاند . حال از جمله زنانى كه بر اين شوهر جديد نكاح با آنان حرام مىباشد ، همين ربيبهها ( دختران همسر ) هستند . ضمناً فرقى ندارد كه در دامان او بزرگ شوند و مثل اولاد خودش باشند يا چنين نباشد .
پس جملهء وصفيّه در آيه ، قطعاً مفهوم ندارد و معنايش اين نيست كه ربيبههايى كه در دامان شما بزرگ نشدهاند ازدواج با آنها جايز است . نكاح ربيبه مطلقاً حرام است و از نظر فقه اسلام ، حرمتش مسلّم است . حال مستدلّ مىگويد اگر جملهء وصفيّه داراى مفهوم بود ، اين آيه نيز بايد مفهوم داشته باشد ؛ چون يك جملهء وصفيّه است . در حالى كه اين آيه قطعاً مفهوم ندارد و ماده نقضى است . پس معلوم مىشود جمله وصفيّه هم مفهوم ندارد .
جواب : مرحوم آخوند به اين استدلال دو جواب مىدهند :
1 . بارها گفته شد موارد خاصّى كه به كمك قرينهء خاصّه ، مفهوم داشتن يا نداشتنشان ثابت شود ، از بحث ما خارج است . از جملهء آن موارد ، همين آيه است كه قرينه داريم و از آن ، عدم مفهوم مستفاد است . قرينه عبارت است از اجماع قاطع بر حرمت ربيبه مطلقاً - ولو در حجر و دامان شوهر جديد تربيت نشده باشند - و نصوصى كه بر اين امر دلالت دارند . « 3 » 2 . قائل به مفهوم مىگويد : هر وصفى مفهوم ندارد ، وصفى داراى مفهوم است كه احترازى باشد ، نه وصف غالبى كه صرفاً براى بيان غالب افراد بهكار مىرود و نقش ديگرى ندارد و وصف مذكور در آيه از اوصاف غالبى است ؛ زيرا غالباً زنى كه تن به ازدواج مجدّد مىدهد ، در سن جوانى و ميانسالى
هامش
( 1 ) . البته بهتر بود بفرمايد توهّم استدلال ؛ زيرا كسى صريحاً به آن استدلال نكرده است ولى اگر كسى خيال كند آيه قابل استناداست ما جواب خواهيم داد .
( 2 ) . سورهء نساء ، آيهء 23 .
( 3 ) . وسائلالشيعه ، ج 14 ، باب 21 .