تمسّك كردهاند . مرحوم آخوند در متن كفايه به شش وجه كه اهّم وجوه است ، اشاره كرده جواب داده است :
وجه اوّل : وضع يا تبادر : اينكه كسى بگويد از ظاهر جمله وصفيّه و آوردن وصف ، انحصار و علت منحصره بودن متبادر است و جمله وصفيّه براى خصوص اين ، وضع شده است و استعمالش در غير منحصره مجاز است .
وجه دوم : انصراف : اينكه كسى بگويد جمله وصفيّه عندالاطلاق به وصف منحصر و علت منحصره بودن وصف ، انصراف پيدا مىكند ؛ از باب اينكه اين فرد از وصف ، اكمل الافراد است .
وجه سوم : اطلاق : اينكه كسى بگويد از جمله وصفيّه عندالاطلاق و وجود مقدّمات حكمت ، علت منحصره بودن اراده مىشود و اگر وصف ديگرى هم دخيل بود ، بيان مىكرد .
اين سه وجه همان وجوه و راههاى قول به مفهوم در جمله شرطيّه بود كه قبلًا در باب مفهوم شرط به آنها جواب داده و ردّ كرديم و نيازى به اعاده نيست .
وجه چهارم : مسأله لزوم لغويّت « 1 » : اگر وصف داراى مفهوم نباشد و بر انتفاء حكم از غير مورد وصف دلالت نكند ، لازم مىآيد ذكر آن در خطاب ، لغو و عبث باشد و كلام عبث از مولاى حكيم صادر نمىشود . پس به حكم عقل و از باب صيانت كلام حكيم از لغويّت و بيهودهگويى مىگوييم وصف مفهوم دارد و آوردن وصف براى اين است كه حكم ، منحصر به مورد وصف شود و از غير اين مورد نفى شود .
مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد جاى نگرانى نيست و فايدهء وصف منحصر به مفهوم دارى و دلالت بر مفهوم نيست تا اگر ما اين فايده را از آن سلب كرديم ذكرش لغو باشد ، بلكه فوايد متعدّد و متنوعى براى وصف ، قابل فرض و تصوير است كه براى هريك از آنها مىتواند ذكر شود . « 2 » تفصيل علّامه : مرحوم آخوند پيش از پرداختن به ساير وجوه و ادلّهء مثبتين تفصيل علّامه را نقد مىكند . علامه فرموده است اگر از جمله وصفيّه علّيّت استفاده شود ، مثلًا بگويد « أكرم زيداً العالم لِعلمه » يا « لكونه عالماً » اين جمله مفهوم دارد و با انتفاء علت ( عالميّت ) ، حكم ( وجوب اكرام ) هم منتفى است ؛ ولى اگر علّيّت مستفاد نباشد ، مثل أعتق رقبةً مؤمنةً ، چنين جملهاى ظهور در مفهوم ندارد . « 3 » جواب آخوند : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد : اوّلًا صرف استفاده علّيّت كافى نيست ؛ زيرا ممكن است علت واقعى حكم ، منحصر به علت مذكور نباشد و علت ديگرى هم براى حكم باشد ، پس
هامش
( 1 ) . اين وجه در متن كفايه ، پيش از وجه دوم و سوم آمده است .
( 2 ) . البته فوايد ديگر را بيان نمىكند ؛ ولى در معالمالاصول چند فايده ذكر شده بود ، از قبيل : شدّت اهتمام به مورد وصف ، حاجت سائل به مورد وصف و . . . . ( معالمالاصول ، ص 83 و 84 )
( 3 ) . شيخ اعظم اين سخن را در مطارحالانظار ، ص 183 ، به علّامه نسبت داده است .