امّا اگر جمله شرطيّه داراى مفهوم باشد « 1 » فيما بين دو جملهء مذكور تناقض و تعارضى پيش مىآيد كه اين تعارض به منطوق دو جمله با يكديگر ارتباطى ندارد « 2 » و به مفهوم دو جمله با يكديگر نيز ربطى ندارد . « 3 » آرى تعارض به منطوق هر جملهاى با مفهوم جملهء ديگر ارتباط دارد ، به اين نحو كه جملهء اوّل مىگويد : اگر خفاء اذان شد قصر واجب است و مفهومش اين است كه اگر خفاء اذان نشد ، قصر واجب نيست ، مطلقاً . يعنى چه خفاء جدران بشود ، چه نشود . چون مفهوم ، انتفاء سنخ الحكم است . و اين معنا با منطوق جملهء دوم تعارض دارد ، آن هم بهگونهء عموم و خصوص مطلق است ؛ يعنى مفهوم ، اعمّ مطلق و منطوق ، اخصّ مطلق است . جمله دوم كه مىگويد اگر ديوارهاى شهر از ديد شما پنهان شد قصر واجب است ، مفهومش اين است كه اگر خفاء جدران نشد ، مطلقاً قصر واجب نيست ؛ خواه خفاء اذان بشود يا نشود و اين معنا با منطوق جملهء اوّل به نحو عام و خاص مطلق تعارض دارد . حال چه بايد كرد و چگونه اين تعارض را رفع كنيم ؟
چندين ظهور در اينجا وجود دارد كه حفظ همهء آنها موجب تعارض مزبور مىشود :
1 . ظهور مفهوم در عموميّت به حكم اصالة العموم ؛
2 . ظهور جمله شرطيّه در اصل مفهوم داشتن ؛
3 . ظهور هر شرطى در استقلال ؛
4 . ظهور شرطيّه در انحصار ؛
5 . ظهور هر شرطى در اينكه همان شرط خصوصيّت دارد و به عنوان خاصِّ خود ، شرط است ، نه به عنوان عامّ و تحت عنوان كلّى و قدر جامع ميان آن دو . بايد از يكى از ظهورات ، رفع يد كنيم تا تعارض حلّ شود . در اينباره در دو مقام بحث مىشود :
1 . مقام ثبوت و احتمالات ؛
2 . مقام اثبات و دلالت و اختيار يكى از احتمالات .
مقام اوّل : مجموعهء احتمالاتى كه وجود دارد پنج احتمال است :
احتمال اوّل : از ظهور مفهوم در عموميّت رفع يد كنيم و آن را با منطوق ديگرى تخصيص بزنيم « 4 » و بگوييم اگر خفاء اذان نشد ، قصر واجب نيست ، مطلقاً ؛ مگر در صورتى كه خفاء جدران شود كه اين بهصورت يك تبصره مطرح مىشود و اين هم مجوّز قصر است ؛ « و ما من عامٍّ إلّاو قد خصّ » . همچنين
هامش
( 1 ) . مسلك مشهور اصوليون همين است .
( 2 ) . منطوقها كارى به هم ندارند و متعرّض يكديگر نيستند تا متنافيان باشند .
( 3 ) . مفهومها نيز متعارضان نيستند ، يكى مىگويد : اگر خفاء اذان نبود ، قصر واجب نيست ؛ ديگرى مىگويد : اگر خفاء جدران نشد ، قصر واجب نيست .
( 4 ) . اين روش ، روش معقول و متداول است . يعنى هر عامّى را با خاصّ تخصيص مىزنند . اين از موارد جمع عرفى است .