تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
براى فقيه در عبادات سقوط و عدم سقوط اعاده و قضاء مهمّ بوده و صحّت را به اين امر معنا كرده است و در معاملات ، ترتّب اثر ، مهمّ است و همان را آورده است . براى متكلّم هم موافقت امر مولى و به‌دنبال آن ، امتثال و در نهايت ، استحقاق مثوبت مهمّ بوده و لذا طبق غرض و مقصد خودش صحّت را به موافقت امر و شريعت تفسير كرده است . اگر كسى اين موارد را به عنوان معانى متعدّد براى صحّت و فساد بداند ، لازم الشىء را به‌جاى خود شىء اخذ كرده و دچار اشتباه گشته است . « 1 » نكتهء دوم : « 2 » صحّت و فساد ، دو وصف حقيقى و مطلق و غير قابل جمع نيستند و مانند سواد و بياض نمىباشند كه ضدّ هم هستند و اجتماعشان در شىء واحد محال است . بلكه دو وصف اضافى و نسبى هستند ، يعنى شما عملى را پيدا نمىكنيد كه از جميع جهات و نسبت به همهء آثار و در همه حال و براى همه كس و طبق همهء آراء و انظار صحيح باشد و عملى هم از جميع جهاتِ مذكور فاسد باشد . مثلًا نماز چهار ركعتى در حال حَضَر صحيح است و در حال سفر باطل . نماز با وضو در حال اختيار صحيح است و در حال اضطرار باطل . و نيز نسبت به دسته‌اى صحيح و نسبت به دسته‌اى باطل است ، مثلًا نماز نشسته خواندن براى عاجز ، صحيح و براى قادر باطل است . جهر به قرائت در نماز صبح براى مرد صحيح و براى زن - اگر نامحرم صداى او را بشنود - باطل است . و نيز نسبت به اثرى صحيح است و نسبت به اثرى باطل است ، مثلًا كسى نسياناً در حال سفر نماز را چهار ركعت بجا آورد ، اگر در خارج وقت متذكّر شود قضاء واجب نيست و نسبت به اين اثر ، نمازش صحيح است . ولى اگر در وقت يادش آيد ، بايد اعاده كند و نسبت به اين اثر ، نمازش باطل است . و نيز نسبت به فتوايى صحيح و از نظر فتواى ديگر باطل است . و اين همه اختلاف نظر كه در رساله‌هاى عملّيه و علميّه در مسائل مختلف وجود دارد كه يكى فتوى به وجوب مىدهد و ديگرى فتوى به حرمت و . . . . در ادامه مثال جامعى براى اين بخش خواهيم آورد . « 3 » « 4 »
هامش
( 1 ) . فرمايش آخوند متين است و لازمه‌اش اين است كه ما بسيارى از اصطلاحات را كه در علوم مختلف ، معانى متعدّدى دارند ، از قبيل صحّت و فساد بگيريم ! ( 2 ) . از نظر ترتيب طبيعى بايد اين نكته را دوم بياوريم . ولى مرحوم آخوند در متن كفايه اوّل اين نكته را بيان كرده ، سپس نكتهءاوّل را كه قبلًا آورديم بيان نموده است . ( 3 ) . انّ الصحة . . . : بيان نكتهء دوّم است . ( 4 ) . و من هنا صحّ . . . : بيان نكته اوّل است .