د ) اگر همه با هم واجب را انجام دادند ، همه مستحقّ ثواب هستند ، مثل جواب سلام از سوى ده نفر ، نماز بر ميّت به جماعت و . . . كه از قبيل توارد دو يا چند علّت بر معلول واحد است و مشتركاً تأثير مىگذارند . و ما نمىتوانيم معلول را به يكى از آنها مستند كنيم . گفتنى است هركدام از افراد ، ثواب كامل را مىبرند ، نه اينكه يك ثواب ميان همهء آنها تقسيم شود .
ه ) اگر همگان آن واجب را ترك كنند ، همه معاقب خواهندبود ، چون بر همه واجب بود و همگى مخاطب به اين خطاب بودند . « 1 »
هامش
( 1 ) . در اينجا هم تشخيص اينكه در چه مواردى واجب كفايى است ، به عهدهء فقيه در فقه است و از راههاى متعدّدى مىتوان به نتيجه رسيد ، 1 . عدم قابليّت فعل براى تكرار . مثلًا اگر فرمود : « اقتلوا فلاناً » و يك نفر پيدا شد و فلانى را به قتل رساند ، ديگر موضوع حكم ، باقى نيست تا ديگران هم قتل را تكرار كنند ؛ 2 . از راه اينكه با اقدام بر انجام فعل ، از سوى بعضى ، موضوعْ منتفى مىشود . مثلًا با نجات دادن غريق ، ديگر غريقى نيست تا انقاذش هنوز هم واجب باشد ؛ 3 . از راه اجماع و مانند آن كفايى بودن فهميده مىشود .