[ الفصل العاشر ] : [ فى الوجوب الكفائىّ ]
فصلٌ فى الوجوب الكفائيّ . و التحقيق أنّه سِنْخٌ من الوجوب ، و له تعلُّقٌ بكلِّ واحدٍ ، بحيث لو أخلّ بامتثاله الكلُّ لعوقبوا على مخالفته جميعاً ، و إن سقط عنهم لو أتى به بعضهم . و ذلك لأنّه قضيّة ما إذا كان هناك غرضٌ واحدٌ حَصَل بفعلٍ واحدٍ صادرٍ عن الكلّ أو البعض . كما أنّ الظاهر هو امتثال الجميع لو أتوا به دفعةً ، و استحقاقهم للمثوبة ، و سقوط الغرض بفعل الكلّ ، كما هو قضيّة توارد العلل المتعدّدة على معلول واحد .
فصل دهم : واجب كفايى
واجب در يك تقسيم دو قسم مىشود :
1 . واجب عينى ؛ واجبى است كه بر همهء مكلّفين واجب مىشود . اگر بعضى از مكلفين آن را انجام دهند ، از دوش ديگران ساقط نمىشود . مثل نمازهاى يوميّه و روزهء ماه مبارك رمضان .
2 . واجب كفايى ؛ واجبى است كه بر همهء مكلّفين واجب مىشود ، ولى در صورتى كه فرد يا دستهاى از افراد آن را انجام دهند از عهدهء بقىهء مكلّفين ساقط مىشود . مانند تجهيز ميّت ، ازالهء نجاست از مسجد ، انقاذ غريق و جواب سلام .
بحثى كه در اينجا وجود دارد اين است كه ماهيّت واجب كفايى چه سنخ واجبى است ؟ اگر بر همه واجب است چرا با انجام بعضى ، از عهدهء ديگران ساقط مىشود ؟ مرحوم آخوند مىفرمايد :
همانطور كه واجب تخييرى در قبال واجب تعيينى سنخ خاصّى از واجب است ، واجب كفايى نيز در قبال واجب عينى سنخ معيّنى از وجوب است . واجبات دين ما دو دستهاند : 1 . عينى ؛ 2 . كفايى . واجب كفايى چند ويژگى و خصيصه دارد كه به شرح زير است :
الف ) ابتدا بر همهء مكلّفين واجب مىشود ، زيرا واجب كردنِ آن بر خصوص فردى يا گروهى از واجدينِ شرايط ، ترجيح بلا مرجّح است . مثلًا همگان ، مخاطب به خطاب تجهيز ميّت هستند .
ب ) با انجام بعضى از مكلّفين از عهدهء ديگران ساقط مىشود ، زيرا با فعل بعض ، غرض مولى حاصل مىشود و با حصول غرض ، امر هم ساقط مىشود ، و گرنه بقاء آن لغو و غير حكيمانه خواهد بود .
ج ) هر فرد يا گروهى كه سبقت گرفت و واجب را انجام داد ، همان فرد يا گروه ، ثواب عمل را مىبرد . ثواب نيّت براى كسى است كه نيّت انجام واجب را داشته است .