دو مبنا در مانحنفيه طرح كردن اين سؤال است كه آيا اين اختلاف نظر فلسفى ، تأثيرى در تعلّق امر به طبيعت يا فرد دارد يانه ؟ ممكن است توهّم شود كه آرى تأثير دارد . يعنى اگر كسى در آن مسألهء فلسفى طرفدار اصالت وجود شد ، در مانحنفيه بايد بگويد اوامر ، به طبايع به ملاحظهء وجود آنها تعلّق مىگيرد و مطلوب مولى ايجاد طبيعت و وجود بخشيدن به آن است . ولى اگر كسى در آنجا ماهيّت را اصيل دانست در مانحنفيه بايد بگويد اوامر به طبايع من حيث هى هى تعلّق مىگيرد و مطلوب مولى طبيعت من حيث هى است .
امّا مرحوم آخوند مىفرمايد : دو مبناى مذكور تأثيرى در بحث ما ندارد و موجب اختلاف نظر نمىشود . بنابر اصالت وجود كه واضح است ، زيرا مطلوب مولى وجود بخشيدن به طبيعت است و ايجاد آن در خارج مصلحت دارد و منشأ آثار است . و بنابر اصالت ماهيّت هم ، مطلوبْ ماهيّت من حيث هى نيست ، زيرا خود طرفداران اصالتِ ماهيّت تصريح دارند كه منظورشان ماهيّت من حيث هى نيست بلكه ماهيّت متحقّقه و متحصّله است و در مانحنفيه مىگويند مطلوب مولى ماهيّت متحقّقه است . البته نه به اين معنا كه ماهيّت پس از متحقّق شدن ، متعلّق طلب واقع شود تا طلب حاصل پيش آيد ، بلكه به اين معنا كه امر مولى ، به نفس طبيعت بار مىشود و از مكلّف مىطلبد كه آن طبيعت را در خارج ايجاد كند و تحقّق بخشد ؛ با اين تفاوت كه بنابر اصالت وجود ، ماهيّت به تبع وجود در خارج متحقّق مىشود و بنابر اصالت ماهيّت ، ماهيّت بنفسها و استقلالًا و مستقيماً در خارج متحقّق مىشود .
پس هر دو گروه قبول دارند كه مطلوب مولى ماهيّت من حيث هى نيست ، بلكه يا وجود طبيعت است - بنابر اصالت وجود - و يا طبيعت موجوده و ماهيّت متحقّقه است - بنابر اصالت ماهيّت - .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 660
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٦٦٠