تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 663

مساهمون:

ص٦٦٣
ممكن است كسى از راه استصحاب پيش‌آيد و بگويد ما دليل ديگرى بر بقاء جواز به معناى اعّم داريم و آن دليل ، استصحاب است ؛ به اين بيان كه بالأخره وجوب اگر مركب باشد كه جواز و اذن در فعل جزء است و قبل از نسخ ثابت بود ، و اگر هم بسيط باشد باز هم اذن در فعل ملازم با وجوب است و تا اذن در فعل نبود كه نوبت به وجوب نمىرسيد . در هر حال قبل از نسخ ، جواز به معناى اعّم متيقّن بود و حالا پس از نسخ شك مىكنيم آيا جواز مذكور هم ، مرتفع شد ، يا كماكان باقى است كه بقاء جواز به معناى اعّم را استصحاب مىكنيم و مىگوييم فلان عمل ، كماكان جايز است و حرام نيست . مرحوم‌آخوند مىفرمايد : اين استصحاب هم قابل جريان نيست . [ به چند دليل : اوّلًا جواز مذكور نه جزء وجوب است - چون ديديم كه وجوب بسيط است - و نه لازم وجوب است چون با رفتن ملزوم ، لازم هم قطعاً مىرود ، و شك نداريم تا استصحاب كنيم ثانياً بقاء جنس بدون فصل معنا ندارد ؛ ثالثاً : ] در جاى خود خواهد آمد كه يك استصحابِ فرد داريم و يك استصحاب كلّى . استصحاب كلّى هم يا كلّىِ قسم اوّل است يا كلّىِ قسم ثانى و يا كلّى قسم ثالث ، اين كلّىِ قسم ثالث است كه اگر يقين كرديم فردى از كلّى ؛ مثلًا زيد در منزل موجود است و كلّىِ انسان هم در ضمن آن موجود است و پس از مدتى آن فرد اوّل ، قطعاً از منزل خارج شده است ولى احتمال مىدهيم كه همزمان با رفتن زيد ، بكر وارد منزل شده باشد ؛ الآن كلّىِ طبيعىِ انسان به وجود بكر موجود است . در جاى خود خواهد آمد كه در كلّىِ قسم ثالث ، نه استصحاب فرد قابل جريان است و نه استصحاب كلّى . مانحن‌فيه هم از همين قبيل است ، يعنى كلّى و قدر جامع جواز ، در ضمن منع از ترك بود ، و در ضمن وجوب محقّق بود و با نسخ ، اين فرد يا نوع قطعاً مرتفع شد ، ولى شك داريم كه كلّى در ضمن فرد يا نوع ديگر موجود شد و كماكان باقى است يا نه ؟ در اينجا نه استصحاب فرد جارى مىشود و نه استصحاب كلّى . البته استصحاب كلّىِ قسم ثالث دو شعبه دارد : 1 . گاهى فرد جديدى كه حادث مشكوك الحدوث است مباين با فرد متيقّن است ، مثل زيد و بكر در مثال مذكور . در اين قسم به‌دليلى كه بعداً خواهد آمد قطعاً استصحاب فرد يا كلّى جارى نيست . 2 . گاهى فرد مشكوك الحدوث از مراتب قويّه يا ضعيفهء فرد متيّقن است كه عرفاً و عقلًا از مراتب محسوب مىشود و مباين نيست . مثلًا سياهى قوى يا متوسّطى در جسم بود و الآن شك داريم