تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
احتمال پنجم : مطلوب مولى افراد است ، يعنى طبيعت با ملاحظهء خصوصيّات و مشخّصات فردى ، نه قطع نظر از آن . فرق احتمال چهارم با پنجم در اين است كه در احتمال چهارم مطلوب ، طبيعت با قطع نظر از خصوصيّات بود يعنى طبيعت با وجود سِعهء « 1 » آن متعلّق امر بود ، ولى در احتمال پنجم ، مطلوب مولى ، طبيعت با ملاحظهء خصوصيات است كه خصوصيات فردى در اصلِ مطلوب ، دخيل است و در واقع ، امر روى طبيعت با آن خصوصيات رفته است و مطلوب ايجاد طبيعت با اين خصوصّيات است . بطلان اين احتمال هم با بيانى وجدانى كه براى اثبات احتمال چهارم داشتيم روشن مىشود . « 2 » ثمرهء بحث : اين بحث يك ثمرهء فرضى دارد و آن اين‌كه اگر امكان داشت طبيعت بدون ويژگىهاى فردى اتيان شود ، بنابر قول به طبايع ، صحيح بود و بنابر قول به افراد صحيح نبود . و يك ثمرهء واقعى دارد - كه قبلًا در ذيل قضيّهء ترتّب مطرح شد و آن اين‌كه فرد اول نماز با ازاله ، مزاحمت داشت و اتيان آن فرد به قصد امر ، محل بحث بود و گفتيم كه ما بنابر تعلّق امر به طبايع مىتوانيم فرد مزاحم را هم ، به قصد امر به طبيعت انجام دهيم و صحيح باشد ، ولى بنابر تعلّق امر به افراد ، كار مشكل بود و خصوص فرد اوّلِ وقت ، امر نداشت تا بشود آن را به قصد امرش انجام داد . به قصد امر افراد ديگر هم محّل تأمّل بود . هذا بناءً على اصالة الوجود : يكى از مسائل اساسىِ فلسفه كه بسيارى از مسائل فلسفى بر آن مبتنى است ، مسألهء اصالت وجود يا ماهيّت است . مشّائين و پيروان حكمت متعاليه ، طرفدار اصالت وجود هستند ، يعنى مىگويند : آنچه اصيل است و واقعيّت دارد و صحنهء خارج را پر كرده و منشأ همهء آثار مىباشد و اين همه آوازه در گيتى از آنِ اوست ، هستىِ اشياء است . امّا چيستى يا ماهيّتِ اشياء يك امر اعتبارى است كه به تبع وجود در خارج متحقّق مىگردد و گرنه اصالتى ندارد . اشراقيّون و ميرداماد طرفدار اصالت ماهيّت هستند « 3 » و مىگويند : آنچه اصيل و واقعيّت‌دار است و تمام آثار از اوست ، ماهيّت و چيستى اشياء است و وجود ، امرى اعتبارى است . هركدام از دو گروه براهين و اشكال و جواب‌هاى فراوانى دارند كه در مباحث فلسفى مطرح است . ولى هدف از طرح اين
هامش
( 1 ) . گسترده و توسعه‌دار . ( 2 ) . عبارت الحق انّ . . . ، اشاره به احتمال چهارم است . عبارت و فى مراجعة الوجدان ، اشاره به‌دليل احتمال چهارم است . عبارت قبالًا لخصوص ، اشاره به احتمال پنجم و ردّ آن است . عبارت لا انّها بما هى هى ، اشاره به احتمال اوّل و ردّ آن است . عبارت لا انّه يريد ، اشاره به احتمال سوّم و ردّ آن است . عبارت و لا جعل الطلب ، اشاره به احتمال دوّم و ردّ آن است . ( 3 ) . قبسات ، ص 37 .