حال كه مسألهء ضد از مسائل اصولى شد ، آيا از مباحث الفاظ است يا از مباحث عقليّه ؟
از برخى عناوين و ادلّه استفاده مىشود كه از مباحث الفاظ است ؛ زيرا در مقام بيان امر به شىء ، اقتضاى نهى از ضدّ دارد يا نه ، كه سخن از اقتضاء و دلالت امر است ، امر هم از الفاظ است ، پس كلام در مدلول لفظ است و لذا اين را در رديف مباحث الفاظ و باب اوامر آوردهاند . همچنين در مقام استدلال گفتهاند اگر اقتضائى باشد ، يا به نحو مطابقه خواهد بود يا تضّمن ، يا التزام . از مجموع اين مطالب بدست مىآيد كه اين مسأله ، از مباحث الفاظ است . ولى از تعابير ديگر و استدلالهاى ديگر استفاده مىشود كه از مباحث عقليّه است ؛ زيرا سخن از ملازمهء عقلى است و در مقام استدلال هم سخن از مسلك مقدميّت و تلازم به ميان آمده است كه با عقلى بودن مسأله مىسازد .
با توجه به اين مقدّمه ، سخن در اين است كه آيا امر به چيزى - مثلًا امر به ازاله - مقتضى نهى از ضدّ آن - مثلًا نماز - هست يا نه ؟ آيا ملازمه ميان وجوب شىء و حرمت اضداد آن وجود دارد يا نه ؟
به نظر آخوند ، تحقيق مطلب ايجاب مىكند كه چهار امر را ترسيم كنيم و در اين چهار امر ، ابعاد گوناگون مسأله را بررسى كنيم .
امر اوّل : بيان مقصود از واژهء اقتضاء و كلمهء ضدّ ؛ امر دوّم : بيان اقتضاء ، نسبت به ضدّ خاص ؛ امر سوّم : بيان اقتضاء ، نسبت به ضدّ عام ؛ امر چهارم : بيان ثمرهء فقهى و عملى اين مسأله .
در پايان هم مسألهاى به نام ترتّب مطرح است .
امر اوّل : مقصود از واژهء اقتضاء و ضدّ
در عنوان مسأله ، دو واژه وجود دارد كه بايد تبيين شود :
1 . منظور از اقتضاء چيست ؟ مىفرمايند : « اقتضاء در اينجا اعّم است از اينكه به نحو عينيّت باشد يا به نحو جزئيت و . . . . اگر به نحو عينيت باشد ، خود دو احتمال دارد :
الف ) عينيّتِ مفهومى ، يعنى امر به شىء با نهى از ضدّ ، مترادفان و دو لفظ باشند كه يك معنا دارند ، و مانند « انسان » و « بشر » هستند . مثلًا « أزِل النجاسة عن المسجد » با « لاتترك الإزالة » مترادف باشند و يكى بالمطابقه بر ديگرى دلالت كند و نهى از ضد ، مدلول مطابقىِ امر به شىء باشد .
ب ) عينيّت مصداقى ، يعنى امر به شىء با نهى از ضد هركدام مفهومى دارند و در خارج بر آنچه « أزِل النجاسة » صدق مىكند ، « لا تترك الإزالة » نيز صادق است .
احتمال اوّل منظور قائلين به عينيّت است .
ممكن است اقتضاء ، به نحو جزئيّت باشد ، يعنى امر به شىء ، به دلالت لفظيّهء تضمّنى بر نهى از ضد دلالت مىكند و نهى از ضد ( لاتترك الصلاة ) جزء معناى امر به شىء ( أقم الصلاة ) است .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 621
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٦٢١