فإنه يقال نعم لا محالة يكون من جملتها ما يجب معه صدور الحرام لكنه لا يلزم أن يكون ذلك من المقدمات الاختيارية بل من المقدمات الغير الاختيارية كمبادئ الاختيار التى لا تكون بالاختيار و إلا لتسلسل فلا تغفل و تأمل .
تتمّه : مقدمهء مستحب ، حرام ، مكروه
همانطور كه احكام تكليفىِ نفسى به پنج دسته تقسيم مىشود ( واجب ، حرام ، مستحب ، مكروه و مباح ) ، مقدّماتِ افعال اختيارى نيز پنج دسته مىشوند :
1 . مقدّمهء واجب ؛ 2 . مقدّمهء مستّحب ؛ 3 . مقدّمهء مباح ؛ 4 . مقدّمهء مكروه ؛ 5 . مقدّمهء حرام .
تا به حال دربارهء مقدّمهء واجب به تفصيل بحث شد و رأى ما قبول ملازمه و فتوى به وجوب شرعىِ مقدّمه بود .
امّا دربارهء مقدّمهء مستحبّات - از قبيل مقدّماتِ نافلهء شب ، مقدّمات برآوردن حاجتِ مؤمن ، مقدّمات زيارت امام حسين عليه السلام و . . . - مرحوم آخوند مىفرمايد مقدّمهء مستحب ، مثل مقدّمهء واجب است و اقوالى كه در آنجا بود در اينجا نيز صدق مىكند . بنا بر مسلك ما كه ملازمه را پذيرفتيم ، مقدّمهء مستحب هم ، مستحب غيرىِ شرعى است . دليل ملازمه هم همان مسألهء مراجعه به وجدان است كه مبسوطاً گذشت .
دربارهء مقدّمه مباح هم بحثى نداريم ، چرا كه وقتى ذىالمقدّمه مباح بود قطعاً مقدّمه هم مباح خواهد بود و فرعِ زايد بر اصل نداريم .
امّا دربارهء مقدّماتِ حرام و مكروه : آيا مقدّمهء حرام هم شرعاً حرام است ؟ آيا مقدّمهء مكروه هم شرعاً مكروه است ؟ مرحوم آخوند تفصيل مىدهد و مىگويد : اگر مقدمهء حرام يا مكروه از آن مقدّماتى باشد كه با انجام تمام آنها هم انسان قدرت دارد كه حرام يا مكروه را بجا نياورد و چنين نيست كه جبراً حرام از او صادر شود ، چنين مقدّمهاى قطعاً حرام نيست ؛ زيرا هيچ دخالتى در حصول مطلوب ( ترك حرام يا مكروه ) ندارد . آنچه در ترك حرام و مكروه دخيل مىباشد ، اراده و كراهت باطنى است و ربطى به مقدّمات ندارد و وقتى مقدّماتِ مزبور در حصول غرض دخالتى نداشتند ، پس معنا ندارد كه طلب تركى ، از اين حرام يا مكروه به آن مقدّمات وارد شود و فعل آنها را حرام و ترك آنها را مطلوب سازد .
مثال : زنا يا شرب خمر مقدّماتى دارد كه اگر همهء آنها هم فراهم باشد ، تا مكلّف نخواهد ، در حرام نمىافتد ؛ پس آن مقدّمات نقشى ندارد . تفاوت واجب و حرام ، همينجاست كه در واجبات ، اگر مقدّمات واجب انجام نگيرد ، مكلّف قدرت بر انجام واجب و ذىالمقدّمه و امتثالِ آن ندارد ؛ ولى در محرّمات ، اگر همهء مقدمات را هم انجام دهد ، باز ترك حرام كه مطلوب است مقدور اوست و چنين نيست كه بايد آنها را ترك كند تا بتواند حرام را ترك كند ؛ خير ، چه آنها را بياورد ، چه نياورد ، از ترك حرام توانمند است .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 618
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٦١٨