لازم است . ]
3 . واجب ، عملى است كه خصوص وجود مجّانى آن ، مطلوب نيست ، بلكه مطلق وجود و اصل وجودش مطلوب است ؛ خواه با عوض ، خواه مجّانى . مانند صناعاتى كه مورد نياز جامعه است و به عنوانِ واجب كفايى مطرح است - همچون خياطت ، بنايى ، كارگرى ، كشاورزى ، مهندسى و طبابت - اگر اين صناعات نباشد ، نظام زندگىِ مردم مختلّ مىشود . در اين قسم چيزى كه بر صاحب فنّ ، واجب است ، اصل صناعت و كشاورزى و غيره است ، نه صناعت مجّانى . در اينجا هيچ مانعى وجود ندارد كه اخذ اجرت جايز باشد و چه بسا مىتوان گفت كه اخذ اجرت واجب است .
چون اگر طبيب تمام وقت طبابت كند و اجرت هم نگيرد ، نظام زندگىِ خودش مختلّ مىشود .
اگر مهندس على الدوام مشغول مهندسى باشد و مزدى دريافت نكند ، زندگىِ خود او از بين مىرود . « 1 »
مرحوم آخوند فى الجمله و نسبت به قسم اوّل ، ظهور ثمره را قبول كرد ، چون در آن بخش ، كبراى كلّى داريم كه اخذ اجرت بر آن واجبات حرام است و مقدمهء آنها هم كذلك ، يا خود آنها اگر مقدّمهء واجبى باشند اخذ اجرت حرام است .
قوله : و امّا الواجبات التعبّديه : اخذ اجرت بر واجباتِ تعبّدى نيز محذورى ندارد و به عقيدهء ما جايز است ؛ زيرا عمده مانعى كه مطرح شده است ، مسألهء منافات اخذ اجرت با قصد قربت است و اينكه عبادت بايد صددرصد به قصد قربت باشد و اگر صددرصد براى اخذ اجرت شد ، يا اينكه اگر قصد قربت با اخذ اجرت ، مشتركاً در قصد انسان دخيل بود ، عبادت باطل است . به همين دليلْ مشهور ، فتوى به حرمت اخذ اجرت بر واجباتِ عبادى دادهاند .
امّا به عقيدهء ما اين مشكل قابل حلّ است ؛ زيرا اگر اخذ اجرت بر نفس اتيانِ عبادت باشد و اصلًا نيّتى جز اجاره و وفاى به آن و رسيدن به اجرت نداشته باشد ، با عباديّت و قصد قربت منافى است و با هم جمع نمىشوند . ولى ما مىگوييم اصل انجام عبادت به قصد قربت است و داعىِ مستقيم او تقرّب به مولاست و در صورتى كه از او بپرسيم چرا اين نماز يا روزه يا حجّ با قصد قربت را انجام مىدهد در جواب خواهد گفت چون پول گرفته و اجير شدهام .
داعى بر انجام عبادات به قصد قربت ، مسألهء اجاره است و اين از قبيل داعى بر داعى يا داعى به سوى داعى است كه دو داعىِ متفاوت و در طول هم دارد ؛ داعىِ اصلى و مباشرى ، قصد قربت است و
هامش
( 1 ) . اصولًا كسى رغبت نمىكند كه اين همه زحمت بكشد و مجّانى كار كند . آرى ممكن است عدّهء معدودى به عنوان علاقه و عشق ، طبابت و . . . كنند و عدّهء قليلى به خاطر شهرت و آوازه ، كارى كنند ، ولى نوع انسانها براى درآمد و تأمين زندگى و رفاه كار مىكنند و دست به كارهاى سنگين مىزنند ، و اگر اخذ اجرت حرام باشد كسى حاضر نمىشود كارهاى شاقّ را انجام دهد و راحتى و آسايش خود را فدا كند .