تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
ثمرهء دوم : يكى ديگر از ثمرات ، مسألهء موافقت نذر و عدم موافقت آن است : شخصى نذر كرده است كه واجبى را انجام دهد . آنگاه در مقام عمل ، مقدّمه‌اى از مقدّمات واجبى را انجام مىدهد . در اينجا اگر مقدّمهء واجب را واجب بدانيم ، نتيجه‌اش موافقت نذر است و ناذر به نذر خويش عمل كرده است . ولى اگر قائل به وجوب مقدّمه نشويم ، نتيجه‌اش عدم موافقت نذر است . پس ثمرهء وجوب و عدم وجوب مقدّمه ، در موافقت و عدم موافقت نذر ظاهر مىشود . ثمرهء سوم : يكى ديگر از ثمرات ، حصول فسق و عدم حصول فسق است . از ديدگاه اسلام ، ارتكاب كبيره موجب سقوط از عدالت و حصول فسق است و نيز اصرار بر حرام هم سبب فسق است . براساس اين اصل اگر شخصى واجب و ذىالمقدّمه‌اى را با همهء مقدّمات آن - مثلًا ده مقدّمه - عمداً ترك كرد در صورتى كه مقدّمهء واجب را واجب بدانيم وى يازده واجب را ترك كرده و يقيناً به كار او اصرار بر حرام صدق مىكند و موجب حصول فسق است . ولى اگر مقدّمهء واجب را واجب ندانيم ، وى تنها يك واجب را ترك كرده و يك حرام را مرتكب شده است و با ارتكاب يك حرام ، اصرار محقّق نمىشود و سبب حصول فسق نمىگردد . ثمرهء چهارم : يكى ديگر از ثمرات ، جواز و عدم جواز اخذ اجرت است . « 1 » مىدانيم به عقيدهء مشهور فقهاء اخذ اجرت بر واجبات حرام است . اين مسأله به‌صورت مبسوط در كتب فقهى بيان شده است . حال اگر مقدّمه واجب را واجب بدانيم ، نتيجه‌اش حرمت اخذ اجرت در مقابل مقدّمهء واجب است و اگر واجب ندانيم ، نتيجه‌اش جواز اخذ اجرت است . اشكال‌هاى آخوند : مرحوم آخوند به اين سه ثمره يك اشكال مشترك سپس به هركدام ، يك اشكال اختصاصى وارد مىكند : الف ) اشكال مشترك : از ضابطه‌اى كه براى مسأله اصولى ذكر كرديم و از بيان ثمرهء اوّل روشن شد كه آن ضابطه بر اين موارد منطبق نيست و اين سه مورد ثمرهء مسألهء اصولى نخواهند بود : مسألهء موافقت نذر و عدم موافقتِ آن : اين مطلب ربطى به مسألهء اصولى ندارد و نتيجهء يك صغرى و كبراى فقهى است . به اين بيان كه اگر ملازمه را - كه مسألهء اصولى است - پذيرفتيم ، نتيجهء آن ، وجوب شرعى مقدّمه است و خود اين نتيجه يك مسألهء فقهى و يك حكم شرعىِ فرعىِ كلّىِ الهى است . كبراى كلّى هم اين است كه وفاء به نذر واجب است كه اين نيز حكم كلّى و قاعدهء فقهى است . اگر كسى عمل منذور را مطابق با نذر انجام داد موافقتِ نذر حاصل مىشود كه اين هم به حكم عقل است . و اگر كسى نذر كرد كه واجبى را انجام دهد ، امر وَ لْيُوفُوا نُذُورَهُمْ « 2 » دامنگيرش مىشود و بايد بدان وفا كند . اگر ناذر مقدّمهء واجب را انجام داد و ما مقدّمه را واجب مىدانستيم نتيجه‌اش وفاء به نذر و
هامش
( 1 ) . ثمرهء پنجم در صفحهء 854 ؟ ؟ مطالعه شود . ( 2 ) . سورهء حج ، آيهء 29 .