رفع ترك موصل ، اعّم از نقيض مطلق ترك خواهد بود . نقيضِ تركِ مطلق ، رفع تركِ مطلق است و يك فرد بيشتر ندارد كه آن هم فعل ضدّ است . « 1 » ولى نقيض ترك موصل ، رفع ترك موصل است و دو فرد يا دو « لازم » دارد ؛ زيرا وقتى مىگوييم ترك موصل نيست ، اعّم از اين است كه تركى باشد ، ولى موصل نباشد . يا اصلًا تركى نباشد ، بلكه فعل ضدّ باشد و هر دو را شامل است . پس نقيض اخصّ ، اعم است .
بنابر اين لازم نيست فعل ضدّ ، نقيض مستقيم ترك موصل باشد تا حرام باشد ، بلكه كافى است لازم النقيض باشد كه هست و همين كه لازم النقيض شد ، خود ترك موصل از باب مقدّمهء واجب ، واجب است و به حكم اقتضاء امر به شىء نسبت به نهى از نقيض ، نقيض ترك موصل يا لازم النقيض حرام است . پس فعل ضد كه لازم نقيض است ، حرام است و حرمت در عبادت ، مستلزم فساد است .
پس باز هم بايد حكم به بطلان نماز بكنيم و وجهى براى صحّت آن نيست .
قوله : و الّا لم يكن الفعل المطلق محرّماً : دليل شيخ : مرحوم شيخ در ادامه ، دليلى آورده و مىفرمايد اگر لازم نقيض بودن كافى نباشد و براى فعل ضدّ ( نماز ) حرمت را ثابت نكند و بهدنبال آن فساد را برايمان روشن نكند ، لازمهاش اين است كه بنابر مسلك مشهور هم ، فعل ضدّ ، حرام و فاسد نباشد ؛ زيرا بنابر مسلك مشهور هم كه ترك مطلق « 2 » را از باب مقدّمه ، واجب مىدانند ، فعل ضدّ ، نقيض ترك ضدّ نيست ، بلكه لازم النقيض است . چراكه به حكم قانونِ « نقيضٌ كلّ شىء رفعه » ؛ نقيض ترك مطلق عبارت است از رفع ترك مطلق يا تركِ ترك مطلق . و رفع الترك با فعل الضد عينان نيستند كه دو لفظ و يك معنا داشته باشند تا در نتيجه ، فعل ضد هم نقيضِ مستقيمِ ترك مطلق باشد ، بلكه متلازمان در مصداق هستند ، يعنى در خارج بر آنچه كه عنوان رفع الترك صدق مىكند ، عنوان فعل ضدّ هم صدق مىكند .
پس بر مسلك مشهور هم فعل ضدّ ، نقيضِ مستقيم ترك مطلق نيست ، « 3 » بلكه فعل ضد ، لازمالنقيض است . اگر لازمالنقيض بودن كافى باشد براى اينكه فعل ضدّ خاص ، حرام و فاسد باشد ، بايد بنابر هر دو مسلك ( مشهور و فصول ) ، ضد خاص عبادى ، باطل باشد ؛ چون اين فعل ضد ، لازمالنقيض است . اگر لازم نقيض بودن كافى نيست و بايد نقيض مستقيم باشد ، پس بايد بنابر هر دو مسلك ، ضدّ عبادى ، صحيح باشد ؛ زيرا نقيض مستقيم نيست تا حرام باشد . پس حرام نيست و چون ذاتاً عبادت است و واجدِ ملاك امر است پس به قصد ملاك ، قابل اتيان است و بايد صحيح باشد . براى
هامش
( 1 ) . توضيح در ادامهء مطالب خواهد آمد .
( 2 ) . چه موصل باشد ، چه نباشد .
( 3 ) . تا بگوييد ترك مطلق ، از باب مقدّمه ، واجب است و امر به شىء مقتضىِ نهى از ضد و نقيض آن است ؛ پس نقيض ترك مطلق ، حرام و منهى است و نهى در عبادت دالّ بر فساد است ؛ پس فعل ضدّ ( نماز ) باطل است .