جزء آن عدمى است ؛ پس فلان موضوع متقوم به امر عدمى است . اگر جزء وجودى وجداناً محرز باشد ، جزء عدمى را با اصل عدم مىتوانيم احراز كنيم و بعد آثار شرعى اين عدمى مترتب شود . براى روشن شدن مطلب چند مثال مىزنيم :
1 . ميته از موضوعاتى است كه محكوم به حرمت و نجاست است و برخى آن را امر عدمى دانسته و در تعريف آن گفتهاند : « الميتة عبارةٌ عمّا لم يذكّ » ؛ ميته آن حيوانى است كه تذكيه نشده و با شرايط ذبح نشده باشد اگر در خارج به حيوانى برخورد كنيم كه كشته شدن آن براى ما محرز است ، ولى نمىدانيم كه تذكيه شده است يا نه ؟ ميته است يا نه ؟ با استصحاب عدم تذكيه ( از حال حيات به حال ممات ) نتيجه مىگيريم كه ميته است ؛ پس حرام و نجس است .
2 . آب قليل موضوع است براى اينكه به مجرّد ملاقات با نجس ، متنجّس شود ، و ما قليل را امر عدمى مىگيريم ، يعنى آبى كه به حدّ كرّ نرسيده است .
حال مقدارى آب در جايى به تدريج جمع شده است و ما يقين داريم تا لحظهء قبل ، در حدّ كرّ نبود ، الآن شك مىكنيم كه به اين حدّ رسيده است يا نه ؟ در اينجا از استصحاب عدم كرّيّت استفاده مىكنيم نتيجهاش قليل بودن و اثرپذيرى و انفعال است .
3 . غصب حرام است . غصب عبارت است از تصرّف در ملك ديگران ، بدون اذن مالك . حال در موردى جزء اوّل وجداناً محرز است و مشاهده مىكنيم كه زيد در ملك ديگران راه مىرود ، ولى جزء دوّم مشكوك است و نمىدانيم آيا اذن و رضايت حاصل شده است يا نه ؟ در اينجا از استصحاب عدم اذن و رضا مدد مىگيريم كه نتيجهاش اثبات غصبيّت و حرمت است .
امّا اگر براى واجب تبعى يك معناى اثباتى قائل شديم و گفتيم واجب تبعى هم يك امر وجودى خاصّ « 1 » است و قوامش به امر عدمى نيست ، « 2 » ولو لازم يك امر عدمى هست . « 3 »
اينجا جاى استصحاب عدم تعلّق ارادهء مستقل نيست و نمىتوانيم بگوييم كه زمانى ارادهء مستقلّى در كار نبود ، پس الآن هم نيست . زيرا عدم تعلّق ارادهء مستقل ، مستقيماً داراى اثر شرعى نيست ؛ بلكه لازمى دارد كه چون ارادهء غير مستقل بدان تعلّق گرفته ، پس واجب تبعى است . امّا چنين اصلى ، مثبت است و حجّت نيست .
فافهم : اشاره به اين است كه بر فرض حجيّت اصل مثبت ، در ما نحن فيه اين اصل مبتلا ، به
هامش
( 1 ) . در قبال واجب اصلى .
( 2 ) . يعنى جزء عدمى ندارد .
( 3 ) . مثلًا بگوييم : « الواجب التبعى ما تعلّقت به ارادةٌ غير مستقلّة » كه سخن از تعلّق ارادهء غير مستقل است ، نه عدم تعلّق . تعلّق هم امر اثباتى است .