تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 550

مساهمون:

ص٥٥٠
خودش واجب شده است ، مثل وجوب نماز كه مستقيماً از امر اقيمو الصلاة مستفاد است و مقصود به افاده است و مصلحت ملزمه هم در خود نماز است . گاهى هم يك واجب غيرى است و براى مصلحت در غير واجب شده است ، مثل اين‌كه مولايى به عبدش مىگويد همين الآن برخيز و لباس‌هايت را بپوش ، سوار ماشين شو و از مغازه ، فلان امانت را بردار و ببر به فلان كس تحويل بده و برگرد . در اينجا غرض اصلى ، ردّ امانت به صاحب آن است ، ولى تمام كارهاى مقدماتى را يك به يك ذكر كرده و هركدام را با خطابى تفهيم كرده است . از اين جهت ، اين مقدّمات ، واجب اصلى هستند امّا چون مصلحت در خود آنها نيست و آنها مقدّمه هستند نامشان واجب اصلى غيرى است . « و الواجب التبعى ما لم يكن مقصوداً بالإفادة من الخطاب » ، يعنى هدف متكلّم از فلان كلام و فلان خطاب ، افاده كردن اين واجب نيست ، بلكه هدف افاده واجب ديگرى است ، ولى اين واجب لازم الخطاب است و با ملازمهء عقلى و محاسبه و تجزيه و تحليل وجوب ، اين نيز فهميده مىشود ؛ و گرنه از نظر عرف و اهل لسان ، هرگز آن كلام ، ظهورى در اين ندارد . دلالت اشاره كه نوعى از دلالت‌هاى سياقى مىباشد از اين قبيل است ، مثلًا در آيه‌اى مىفرمايد : والوالدات يرضعن أولادهّن حولين كاملين « 1 » كه در صدد بيان مدّت ارضاع است : نوزاد بايد دو سال تمام از شير مادر تغذيه شود . در آيهء ديگر مىخوانيم : و حَملُه و فصالُه ثلاثون شهراً « 2 » ، يعنى مجموع مدّت باردارى و فصال و جدايى نوزاد از شير ، سى ماه است . هيچ‌كدام از دو آيه مذكور مستقيماً در صدد بيان اقّل‌الحمل نيست ، ولى وقتى اين دو آيه را كنار هم گذاشته و محاسبه مىكنيم و 24 ماه را كه دوران رضاع و سپس فصال است از سى ماه كم مىكنيم به اين نتيجه مىرسيم كه كمترين مدّت حمل ، شش ماه است . مثالى ديگر : در آيه‌اى فرموده است : شهر رمضان الذّى أنزل فيه القرآن « 3 » . اين آيه مستقيماً دلالت دارد بر اين‌كه قرآن مجيد در ماه مبارك رمضان نازل گرديده است و اشاره‌اى به شب قدر و غيره ندارد و آيهء ديگرى فرموده است : انّا انزلناه فى ليلة القدر « 4 » ، يعنى ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم . اين آيه هم شااره‌اى به ماه رمضان ندارد . ولى وقتى اين دو آيه را كنار يكديگر گذارده و به صورت قياس منطقى بيان مىكنيم ، نتيجه‌اى بدست مىآيد و آن اين‌كه شب قدر در ماه مبارك رمضان و يكى از شب‌هاى اين ماه است . مثالى ديگر : تمامى استلزامات عقلّيه - از قبيل مقدّمه واجب ، مسألهء إجزاء ، مسألهء ضد ، دلالت نهى بر فساد و اجتماع امر و نهى در شىء واحد - همگى از نوع واجب تبعى هستند ، يعنى مقصود متكلم از امر به ذىالمقدّمه ، افاده وجوب خود ذىالمقدّمه است ، نه افادهء وجوب مقدّمه . ولى وجوب مقدّمه
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ، آيهء 233 . ( 2 ) . سورهء احقاف ، آيهء 15 . ( 3 ) . سورهء بقره ، آيهء 185 . ( 4 ) . سورهء قدر ، آيهء 1 .