اشكال : مرحوم آخوند به اين وجه يك ايراد دارد و مىگويد شما با بيان مزبور ، مشكل عباديّت و قصد قربت را حلّ كرديد و ثابت كرديد كه قصد قربت از ناحيهء امر غيرى نيامده است ، ولى مشكل ترتّب ثواب را حلّ نكرديد ؛ نگفتيد كه چرا ثواب بر اينها مترتب است ، با اينكه امر غيرى موجب مثوبت نيست ؟ « 1 »
و أما ( ما ربما قيل فى تصحيح اعتبار قصد الإطاعة فى العبادات من الالتزام بأمرين أحدهما كان متعلقا بذات العمل و الثانى بإتيانه بداعى امتثال الأول ) لا يكاد يجزى [ يجدى ] فى تصحيح اعتبارها فى الطهارات إذ لو لم تكن بنفسها مقدمة لغاياتها لا يكاد يتعلق بها أمر من قبل الأمر بالغايات فمن أين يجىء طلب آخر من سنخ الطلب الغيرى متعلق بذاتها ليتمكّن به من المقدمة فى الخارج هذا مع أن فى هذا الالتزام ما فى تصحيح اعتبار قصد الطاعة فى العبادة على ما عرفته مفصلا سابقا فتذكر .
راه حلّ چهارم نيز در تقريرات « 2 » اينگونه مطرح شده است كه در مثل طهارات ثلاث ، به دو امر توصّلى ملتزم مىشويم : امر اوّل همان امر غيرى و مقدّمى است كه به ذات وضو و غسل و تيمم « بدون وصف قصد قربت » تعلّق گرفته است و طبعاً در خود اين امر سخن از عباديّت و قصد قربت مطرح نيست و آنچه مطلوب است ، ذاتالعمل است . امر دوّم كه متمّم الجعل است ، به قصد قربت تعلّق گرفته است ، يعنى مىگويد « افعل وضوئك به قصد امره » ؛ آن وضويى را كه به امر مقدّمى بدان امر شدى با قصد امتثال همان امر اوّل بجا بياور ! اين امر نيز توصّلى است و لازم نيست ما وضوى به قصد امر اوّل را به قصد امر ثانى بجا آوريم ؛ بلكه به قصد امر اوّل كافى است .
حال اگر كسى اين راه را بپيمايد نتيجهاش اين است كه هم امر مقدّمى توصّلى بوده و لطمهاى نخورده و هم عباديّت اينها با امر طولى و ثانوى ، تكميل و تتميم شده است .
پاسخ : از اين راه سه جواب مىتوان داد :
[ 1 . اين راه نيز مثل دو راه قبل مشكل عباديّت و قصد قربت را حلّ كرد ؛ ولى مشكل ترتّب ثواب را حلّ نكرد . مگر اينكه كسى از راه ملازمه پيش آيد كه قبلًا در پانوشت به آن اشاره شد . ]
2 . آيا ذات الوضوء مقدميّت دارد ؟ خير ، ذات وضو بدون قصد قربت مقدّمه نيست و وقتى مقدّمه نباشد ، امر غيرى هم ندارد ؛ زيرا امر مقدّمى به چيزى تعلّق مىگيرد كه حقيقتاً و به حمل شايع
هامش
( 1 ) . البته جناب محشّى ، يعنى مرحوم مشكينى فرموده است : اين اعتراض به مرحوم شيخ وارد نيست ؛ زيرا شيخ مشكل ترتّب ثواب را از راه ديگرى ، يعنى مسألهء تفضّل و . . . حلّ كرده است و فعلًا با دو وجهى كه مطرح نموده ، در صدد حلّ مشكل عباديت و قصد قربت است . علاوه بر اين ممكن است كسى در دفاع از مرحوم شيخ بگويد : وقتى عباديت و قصد قربت درست شد ، بالملازمه ترتّب ثواب هم درست مىشود ؛ زيرا خود مرحوم آخوند قبلًا فرمود كه ثواب و عقاب فرع بر قُرْب و بُعد است و وقتى قُرْبْ پذيرفته شد لازمهاش اين است كه ثواب داشتن هم پذيرفته شود .
( 2 ) . همان .