در نتيجه ، ترتّب ثواب به همان عنوان واقعى مربوط مىشود ، قصد قربت هم به اعتبار همان عنوان واقعى است و ربطى به امر غيرى ندارد . پس باز هم هر دو اشكال بر طرف شد .
مرحوم آخوند اين راه حل را نپسنديده و به آن دو جواب مىدهد :
جواب اوّل : قصد امر دو گونه است :
1 . قصد امر غايى ، يعنى وضو را به قصد امر غيرى انجام مىدهيم . ولى امر غيرى موضوعيّت ندارد ، بلكه غايت آن ، رسيدن به عنوان واقعى است ، داعى و محرّك بر فعلِ آن ، احراز عنوان واقعى است و ما براى ايجاد آن عنوان ، وضو مىگيريم و در مقام نيّت مىگوييم وضو مىگيرم به قصد امتثال امر غيرى ، به منظور احراز عنوان واقعى . داعى بر فعل ، اين مطلب است .
2 . قصد امر وصفى ، يعنى واجب و مأمورٌ به بودن و قصد امر غيرى داشتن را به صورت وصف در نظر بگيريم و در مقام نيّت بگوييم كه وضوى واجب و مأمورٌ به ، به امر غيرى را بجا مىآورم . امّا اينكه غايت اين فعل چيست و داعى و محرّكِ ما بر اين عمل واجب كدام است مطرح نيست و لازم نيست كه اتيان به وضوى واجب ، براى خاطر احراز عنوان واقعى باشد ؛ بلكه چه بسا امر ديگرى داعى بر فعل مزبور گرديده باشد ، مثلًا به داعىِ تبريد و خنك شدن ، با آب خنك وضو مىگيرد ، به داعىِ تسخين و گرم شدن ، با آب داغ وضو مىگيرد يا غسل مىكند ، به انگيزهء تنظيف وضو مىگيرد و . . . .
هركدام از دو قصد امرى كه ذكر شد ، صلاحيّت دارد تا عنوان مُشير باشد و ما را به عناوين واقعى برساند و خود قصد امر ، موضوعيّت نداشته باشد . امّا قصد امر غايى كه واضح است ؛ زيرا صريحاً در نيّت ، رسيدن به عنوان واقعى را مدّ نظر دارد . و امّا قصد امر وصفى هم عنوان مشير است ، زيرا وقتى مىگويد « وضوى واجب و مأمورٌ به را بجا مىآورم » خود وصف واجب و مأمور به بودن ، يعنى متعلّق امر بودن . فرض هم اين است كه حركات خاصه بدون عنوان واقعى ، مأمورٌ به و متعلّق امر نيست . پس باز هم اشاره بهعنوان واقعى دارد .
با توجه به اين مطالب ، راه منحصر نيست به قصد امر غايىاى كه شيخ مطرح كرد و فرمود : اتيان به طهارات ثلاث ، به قصد امر غيرى « لأجل احراز نفس العنوان . . . » است ، بلكه راه ديگرى هم وجود دارد ، يعنى قصد امر وصفى .
جواب دوم : با اين بيان ، مشكل عباديّت و قصد قربت را حلّ كرديد و معلوم شد كه قصد قربت بر طهارات ثلاث ، بهخاطر آن عنوان واقعى است ، نه به خاطر امر غيرى . ولى مشكل ترتّب ثواب را حلّ نكرديد ؛ زيرا در بيان شما نبود كه آن عنوان واقعىِ عبادى حتماً يك عنوانى است كه ثواب بر خود آن مترتّب است يا بر ذىالمقدّمه ! از اين جهت بيان شما ناقص است .
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 541
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٤١