مخالفت هم نيست - و استقلالًا داراى قرب هم نبوده و ما را به مولى نزديك نمىكند - چه اينكه داراى بُعد هم نبود - و استقلالًا موجب مثوبت و استحقاق ثواب هم نيست - چنان كه موجب عقوبت هم نبود - .
مستشكل مىگويد اگر امتثال امر مقدمى و غيرى ، موجب استحقاق ثواب نيست ، پس چگونه است كه برخى از مقدّمات ( طهارات ثلاث ) استقلالًا داراى ثواب هستند و بر اتيان آنها ثواب مترتّب است ؟ آيا دربارهء خصوص طهارات ثلاث ( وضو و غسل و تيمّم ) قاعدهء مزبور نقض شده است ؟
اشكال دوّم : ترديدى نيست در اينكه امر مقدّمى ، يك امر توصّلى است و تمام غرض از اين امر ، توصّل و رسيدن به ذىالمقدّمه است ، امّا اينكه به چه قصدى انجام شود ، مهم نيست . حال اگر امر مقدّمى ، توصّلى است ، پس چگونه است كه خصوص طهارات ثلاث تعبّدى هستند و عباديّت دارند و حتماً بايد به قصد قربت اتيان شوند ؟ آيا قانون توصّلى بودن در اين مورد نقض شده است ؟
در جواب به دو اشكال مزبور ، چهار راه حلّ ارائه شده است :
راه اوّل تحقيق خود صاحب كفايه است : اصولًا طهارات ثلاث پيش از آنكه مقدّمهء واجبى - همچون نماز و طواف و صوم و . . . - قرار بگيرند ، ذاتاً داراى استحباب نفسى بوده و يك امر استحبابىِ عبادىِ نفسى به آنها تعلّق گرفته بود . همانطور كه نافلهء شب مستحبّ نفسى است و جداگانه داراى ثواب است ، طهاراتِ ثلاث هم مستحب نفسى هستند . وضو نور است و وضو بر وضو ، نورٌ على نور است . در نتيجه ترتّب ثواب بر اين اعمال ، از ناحيهء همان امر نفسى است . چه اينكه عباديّت و قصد قربت نيز از همان ناحيه است و ربطى به امر غيرى ندارد . امر غيرى و مقدّمى كه بعداً مىآيد ، « 1 » به ذوات اين اعمال و پيكرهء اين افعال تعلّق نمىگيرد تا مشكل ايجاد كند ؛ بلكه به اعمال عبادى با وصف عبادى بودن تعلّق مىگيرد ، يعنى مثلًا وضوى عبادى مقدّمهء نماز و متعلّق امر غيرى واقع مىشود ، نه ذات الوضوء .
آنگاه هر دو مشكل حلّ مىشود ؛ زيرا ترتّب ثواب ، مربوط به امر غيرى نيست ، بلكه از آنِ امر نفسىِ استحبابى است . قصد قربت هم ربطى به امر غيرى ندارد ، بلكه مربوط به امر نفسىِ طهارات ثلاث است . پس قواعدِ مسلّمِ امر غيرى نقض نشد .
به نظر مرحوم آخوند در خصوص طهارات ثلاث ، دو نوع امر وجود دارد :
1 . امر استحبابىِ نفسى كه با قطع نظر از مقدميّت ثابت است .
2 . امر وجوبىِ غيرى كه به لحاظ مقدميّت و در اين فرض ثابت است .
اين دو در طول هم هستند و با هم منافاتى ندارند ، مسألهء ثواب و عباديّت هم مربوط به امر نفسى
هامش
( 1 ) . مثلًا پس از دخول وقت ، وضو متعلّقِ امر غيرى واقع مىشود و امرى از نماز به وضو هم وارد مىشود .