تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
خويش چيزهايى را طالب و خواهانيم و وجود اين خواستن‌ها را مىيابيم - و وجدان - مىكنيم ؛ ولو اينكه آن را به زبان نياوريم و ابراز نكنيم . 2 . طلب انشايى : طلبى است كه به وسيلهء صيغهء افعل انشاء مىشود . انشاء عبارت است از قصد حصول معنا به وسيلهء همين لفظ . يعنى با همين گفتن ، طلبى را انشاء و ايجاد و اعتبار مىكند ، نه اين‌كه از واقعيّتى حكايت كند . 3 . طلب ذهنى يا مصداق ذهنى : وجود ذهنى يا تصوّر طلب ، همان است كه هر فردى از شنيدن كلمهء طلب به آن منتقل مىشود و معناى خواستن در ذهن او مىآيد . هر تصوّرى يك وجود ذهنى است . نسبت ميان طلب حقيقى و طلب انشايى هم عموم و خصوص من وجه است . به اين صورت كه گاهى طلبِ حقيقى هست و مولى در دل ، شوق مؤكّد به انجام كارى دارد ؛ ولى طلب انشايى نيست ، يعنى آن خواست قلبى را به زبان نياورده و با صيغهء افعل ، انشاء و ابراز نمىكند . گاهى طلب انشايى هست و مولى با اجراء صيغهء افعل ، انشاء طلب مىكند ؛ ولى طلب حقيقىِ نفسانى نيست ، يعنى هدفش واقعاً انجام كار نيست ، بلكه به قصد امتحان و آزمايش يا اعتذار و مانند آن ، امر مىكند . گاهى ، هم طلب حقيقى هست و هم طلب انشايى كه غالباً در اوامر موالى به عبيد همين قسم وجود دارد ، يعنى مولى واقعاً كارى را طالب است و بدان شوق مؤكد دارد و به‌دنبال آن ، انشاء طلب مىكند و بدان امر مىنمايد . با توجه به اين مقدّمه ، مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد : [ اوّلًا در مبحث معانى حرفيّه ، در باب مشتّق و در بحث واجب مطلق و مشروط گذشت كه به نظر ما حروف و هيئات از حيث وضع با اسماء اجناس فرقى ندارند و همگى داراى عموم وضع و عموم موضوعٌ له هستند . بنابراين ، مفاد هيئات هم عام و كلّى است و قابل اطلاق و تقييد است . پس اگر مولى قيدى نياورد با اين‌كه مىتوانست بياورد حمل بر اطلاق مىشود . ثانياً بر فرض كه در باب حروف و هيئتِ جملات خبريّه ، مبناى شما را بپذيريم ؛ ولى در خصوص هيئت امر و صيغهء افعل و هيئات انشائيّه ، حرف شما را قبول نداريم و مىگوئيم ] مفاد هيئت امر ، مصداق طلب يا طلب حقيقى نيست تا جزئى و غير قابل تقييد باشد ، بلكه مفاد هيئت ، مفهوم طلب است و مفهوم طلب ، كلّى و قابل تقييد است . دليل اين‌كه مفاد هيئت ، مفهوم طلب است نه طلب حقيقى ، اين است كه طلب ، قابل انشاء است و مولى مىتواند با گفتنِ « افعل كذا » انشاء طلب نمايد كه انشاء ، قصد حصول معنا به نفس همين لفظ است و مولى به نفس افعل گفتن ، انشاء طلب مىكند : صغرى ؛ و طلب حقيقى قابل انشاء و ايجاد ، توسّط لفظ نيست ؛ زيرا طلب حقيقى از صفات واقعى و خارجى و تكوينى است كه مانند ساير صفات
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 529 | على محمدى خراسانى