مىشوند . ما به آن لازم ملتزم مىشويم ، ولو مشهور نگفته باشند ؛ ولى وقتى برهان ، ما را بدان هدايت كرد ، ما مىپذيريم .
توضيح : قدرت دو شعبه دارد : 1 . قدرت مطلقه ؛ 2 . قدرت خاصّه .
منظور از قدرت مطلقه ، قدرت بر انجام واجب ، از ابتداى وجوب آن تا زمان انجام واجب و بالأخره امتثال و اتمام واجب است . « 1 » منظور از قدرت خاصّه ، قدرت بر انجام واجب در زمان خود واجب است و كارى به زمانهاى قبل نداريم .
حال قدرت بر واجب نسبت به مقدّمات مفوّته بايد قدرت مطلقه باشد ، يعنى قدرت از آغاز وجوب واجب . مقدور بودن واجب از ابتدا نيز به اين است كه مقدّمات مفوّته را انجام دهيم . آنگاه اگر نسبت به ساير مقدّمات هم ، قدرت مطلقه معتبر باشد ، مثل مقدّمهء مفوّته مىشود و مطلب همان است .
يعنى از هشت صبح واجب مىشوند و اگر مضيّق شدند ، فوريّت پيدا مىكنند . مگر اينكه كسى بگويد نسبت به اينها قدرت خاصه ، يعنى قدرت بر واجب در زمان خود واجب شرط است . آنگاه اگر پيش از وقت هم مقدور باشند ، انجام آنها لازم است . آرى پس از دخول وقت واجب ، اگر مقدور بودند ، بايد انجام شوند و واجب مقيّد به آنهاست و اگر مقدور نبودند ، اين شروط ساقط مىشوند و واجب ، بدون آنها انجام مىشود .
تتمّة : [ فى مقتضى القاعدة فى دوران الأمر بين رجوع القيد إلى المادّة أو الهيئة ]
قد عرفت اختلاف القيود فى وجوب التحصيل و كونه موردا للتكليف و عدمه فإن علم حال قيد فلا إشكال و إن دار أمره ثبوتا بين أن يكون راجعا إلى الهيئة نحو الشرط المتأخر أو المقارن و أن يكون راجعا إلى المادة على نهج يجب تحصيله أو لا يجب فإن كان فى مقام الإثبات ما يعين حاله و أنه راجع إلى أيهما من القواعد العربية فهو و إلا فالمرجع هو الأصول العملية .
تتمة : دوران امر بين رجوع قيد به مادّه يا هيئت
اين تتّمه با واجب مطلق و مشروط مناسبتر است تا با واجب منجّز و معلّق . ولى به هر حال به هر دو ارتباط دارد ؛ لذا مرحوم آخوند در پايان تقسيم واجب به معلّق و منجّز مىگويد : دانستيم قيودى كه در خطاب اخذ مىشوند ، متفاوت هستند : برخى از آنها قيد هيئت هستند و به اصل وجوب بر مىگردند و تا نباشند اصلًا وجوبى نيست . فرقى هم ندارد كه به نحو شرط متأخر باشند ، « 2 » يا به نحو شرط مقارن ، « 3 » و يا به نحو شرط متقدّم . « 4 »
برخى از آنها هم ، قيد واجب و مادّهاند و بدون آن نيز ، اصل وجوب و تكليف وجود دارد .
هامش
( 1 ) . مثلًا از هشت صبح كه وجوب آمد ، انجام واجب به وسيلهء انجام مقدّمات آن مقدور باشد .
( 2 ) . مثل فرا رسيدن موسم حج بر مسلك آخوند .
( 3 ) . مثل استطاعت براى حج بر مسلك مشهور .
( 4 ) . مثل آمدن امروز كه شرط وجوب اكرام فرداست .