تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 510

مساهمون:

ص٥١٠
قلت لا محيص عنه إلا إذا أخذ فى الواجب من قبل سائر المقدمات قدرة خاصة و هى القدرة عليه بعد مجىء زمانه لا القدرة عليه فى زمانه من زمان وجوبه فتدبر جدا . مقدّماتِ وجوديّهء واجب دو گونه است : 1 . مقدّمات مفوّته : مقدماتى كه پيش از وقت مقدور ماست و بايد انجام شود ، و گرنه موجب تفويت واجب مىشود . 2 . مقدمات غير مفوّته : مقدماتى كه پس از دخول وقت واجب هم مىتوان انجام داد ، مثل تحصيل ساتر ، استقبال ، مكان مباح ، تطهير لباس و بدن براى نماز . اشكال : حال اشكال به برهان إنّى است كه گفتيم : وجوب مقدّمات مفوّته قبل از وقت واجب ، كاشف از وجوب ذىالمقدّمه است . مستشكل مىگويد : اگر وجوب مقدّمه‌اى پيش از وقت واجب ، كاشف از وجوب ذىالمقدّمه پيش از وقت باشد « 1 » لازمه‌اش اين است كه جميع مقدّمات وجودّيهء آن واجب - همچون تحصيل قبله ، ساتر و . . . - پيش از وقت و مثلًا از ساعت هشت صبح واجب باشند ؛ زيرا علّت آنها ( وجوب ذىالمقدّمه ) تحقّق يافته و معلول هم از علّت جدا نيست . پس اينها نيز بايد از قبل ، واجب باشند . با اين تفاوت كه واجب دو قسم است : 1 . پاره‌اى از واجبات ، مضيّق‌اند ، يعنى وقت آنها تنگ است و فوريت دارند . 2 . برخى از واجبات موسّع‌اند ، يعنى وقت آنها وسيع است و فوريّت ندارد . در نتيجه مقدّمهء مفوّته بايد از نوع واجب مضيّق باشد و بايد فوراً در هشت صبح انجام شود ؛ ولى ساير مقدّمات واجب بايد موسع باشند و مكلّف بتواند از هشت صبح تا پس از دخول وقت و پيش از واجب ( هر زمان كه مايل بود ) آنها را انجام دهد ؛ ولى اصل وجوب حتمى است . پس اگر وجوب مقدّمه‌اى ، كاشف از وجوب ذىالمقدّمه بود ، بايد مقدّمات ديگرِ واجب نيز ولو از نوع واجب موسّع ، از قبل ، واجب باشد . اگر ساير مقدّمات هم واجب شدند ، لازمه‌اش اين است كه : چنانچه يكى از آنها بالعرض مضيّق شد - ولو اين‌كه بالذات موسّع باشد - « 2 » بايد مبادرت كرده و فوراً آن را نيز انجام دهيم . مثلًا در همان ساعتِ هشت صبح ، مكان مباحى را پيدا كنيم ، قبلهء واقعى را به‌دست آورديم و . . . ؛ در حالى كه كسى چنين فتوايى نداده است . پس معلوم مىشود ساير مقدّمات را قبل از وقت ، واجب نمىدانند ؛ در نتيجه مشخص مىشود كه ذىالمقدّمه هم ، از قبل ، واجب نيست ؛ زيرا از نبود معلول به نبود علّت مىرسيم . پاسخ : مرحوم آخوند در جواب مىفرمايد : اتّفاقاً همين‌طور است و چاره‌اى نداريم جز اين‌كه به آن سخن ، ملتزم شويم . راه گريزى نداريم از اين‌كه بگوييم ساير مقدّمات هم از حالا واجب
هامش
( 1 ) . مثلًا وجوب تحصيل طهارت مائى ساعت هشت صبح براى كسى كه در وقت واجب تمكّن از آن ندارد ، كاشف از وجوب‌نماز از هشت صبح باشد . ( 2 ) . يعنى اگر تأخير بيندازيم ، پس از دخول وقت مقدور ما نخواهد بود .