فلا محالة يكون وجوبها نفسيا [ و لو ] تهيؤا ليتهيأ بإتيانها و يستعد لإيجاب ذى المقدمة عليه فلا محذور أيضا .
تا اينجا تمهيد و زمينهسازى بود ؛ امّا طرح اشكال : همانطور كه قبل از « تنبيه » نيز اشاره شد ، مقدّماتى در شريعت داريم به نام « مقدّمات مفوّته » ، يعنى مقدّماتى كه اگر پيش از وقتِ واجب انجام نشوند ، باعث مىشود كه در زمان واجب ، قدرت بر امتثال واجب پيدا نكنيم و ترك آنها پيش از وقت ، سبب تفويت واجب در وقت مىشود . مثل قطع مسافت قبل از موسم حج ، يا غسل جنابت قبل از طلوع فجر در ماه رمضان .
مشكل اين است كه از طرفى اجماعى است كه اين گونه مقدّمات پيش از وقتِ ذىالمقدّمه واجب هستند و بايد اتيان شوند ؛ و از طرفى طبق قانون تبعيّت ، تا ذىالمقدّمه ، واجب نباشد ، مقدّمه ، واجب نمىشود ؛ چون وجوب مقدّمه معلول وجوب ذىالمقدّمه است . حال آيا مقدّمات مزبور مادّهء نقضى بر اين قانون عقلى است ؟ آيا قانون عقلى بدين وسيله نقض مىشود ؟ اساساً مگر حكم عقلى تخصيص بردار و قابل نقض شدن است ؟ چه بايد كرد كه هم وجوب اينها پيش از وقت محفوظ بماند كه اجماعى است و هم گردى بر دامن قانون تبعيّت ننشيند ؟
مرحوم آخوند مىفرمايد با بياناتى كه داشتيم اين مشكل حلّ شده است و آن مسأله شرط متأخر بود كه گفتيم : در اينگونه موارد چه مانعى دارد كه بگوييم قبل از موسم حج ، قبل از طلوع فجر و . . . ، وجوب حج وصوم و . . . فعلى است ؛ منتها مشروط به شرط متأخّر است كه دخول وقت و مجىء موسم باشد و آن هم لحاظش در امر مولى دخيل است . پس مولى از هماكنون وجود شرط در ظرف خودش را فرض كرده و امر صادر مىكند . در نتيجه هماكنون وجوب حج وصوم و . . . فعلى است و در نتيجه مقدّمات مفوّتهء آنها نيز فعلى مىشود و هيچ محذورى پيش نمىآيد و قانون تبعيّت هم لطمه نمىخورد و منخرم نمىگرد .
قوله : كان معلومالوجود فيما بعد : البته شرط متأخرى كه فرض وجودش مىشود ، بايد از امورى باشد كه در آينده حتماً واقع شده و معلومالوجود باشد ، تا از الآن امر و ايجاب فعلى براى ذىالمقدّمه درست شود . و علىالفرض در ما نحن فيه آن امر استقبالى ، مسألهء دخول وقت مىباشد كه قطعى الوقوع در مستقبل است .
قوله : ضرورة فعليّة : ممكن است بپرسيد : مگر پيش از وقت ، ذىالمقدّمه مقدور ماست كه از الآن وجوبِ فعلى پيدا مىكند ؟ آخوند در جواب مىفرمايد : آرى مقدور ماست ؛ منتها مقدور بلا واسطه نيست ؛ مقدور مع الواسطه است و آن واسطه تمهيد و تهيّهء مقدّمات است ، تا هنگام موسم حج ، در مكّه باشد و خود واجب را اتيان كند . و وقتى الآن مقدور بود ، مانعى ندارد كه از حالا وجوبش فعلى باشد . در نتيجه هيچ محذورى ندارد كه از هماكنون وجوبى از واجب به مقدّمات آن ترشّح كند و مقدّماتِ مفوّتهء
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى) — صفحة 507
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٥٠٧