تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 410

مساهمون:

ص٤١٠
يأس برائت جارى كرد و بعد كشف خلاف شد و معلوم شد كه عمل مخالف واقع بوده كه حتما فاسد و باطل است و بايد اعاده كند ، ولى سخن در اين است كه در معاملات غير از موافقت با واقع چيز ديگرى مطرح نبود ، امّا در عبادات غير از آنكه پيكره عمل از لحاظ اجزاء و شروط بايد هماهنگ با واقع باشد ، قصد قربت نيز لازم است . لذا حتّى اگر عملش مطابق واقع هم باشد و كمبودى هم نداشته باشد ، ولى در مواردى كه قصد قربت از او متمشّى نيست از اين زاويه عملش باطل است و آن در فرض است كه شاك و جاهل بسيط است و ملتفت است كه شايد سوره جزء باشد و مع‌ذلك بدون فحص برائت جارى مىكند و سوره را كنار مىزند و بعد هم معلوم مىشود كه سوره جزء نبود ، ولى وى در هنگام عمل چون شك داشته و احتمال مىداده كه بدون سوره نمازش بىفايده باشد ، لذا قصد قربت از او نمىآيد و بدون قصد قربت هم عبادت فايده‌اى ندارد لذا محكوم به بطلان است و علّت بطلان هم آن است كه مأمور به واقعى را نياورده است كه عبادت با قصد قربت باشد و دليلى هم بر اجزاء و صحت عمل نيست تا به دليل خاصى حكم به صحت شود . ( آرى اگر غافل باشد يا از والدين و ديگران نماز را به همين نحو فراگرفته است كه بدون سوره بخواند ، چنين كسى چون احتمال نمىدهد كه سوره واجب باشد و جزم به عدم وجوب دارد ، لذا قصد قربت از او متمشّى است و مىتوان حكم به صحت نمود . ) قوله : الّا فى الاتمام : تنها در سه باب است كه اگر كسى جاهل باشد و لو جاهل مقصّر كه توجّه به جهلش دارد و مىتواند رفع جهل كند و بپرسد يا تحقيق كند ولى اين كار را نمىكند و از روى جهالت كارى بر خلاف مأمور به واقعى انجام مىدهد . عملش صحيح است و عبادتش باطل نيست . 1 - تمام در موضع قصر : يعنى مسافر است و بايد نماز را قصر بخواند ، ولى براساس جهل به مسئله در سفر نماز را تمام و كامل مىخواند . 2 - اخفات در موضع جهر ، يعنى در مثل نماز صبح و مغرب و عشاء بايد قرائت را با صداى بلند و جهرا بخواند ، ولى در اثر ندانستن مسئله اخفاتا و بىصدا مىخواند باز نمازش صحيح است و اعاده لازم نيست .