تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 405

مساهمون:

ص٤٠٥
مشهور كه تارك تعلّم و مجرى برائت مؤاخذه دارد در اين دو دسته از واجبات ناتمام است . 3 - قوله : و لذا التجأ : به خاطر همين اشكال مرحوم مقدس اردبيلى « 1 » ، و شاگرد ايشان صاحب مدارك « 2 » فرموده‌اند كه اصولا ما اصل مبناى مشهور را كه وجوب تعلّم و فحص را غيرى و مقدّمى دانسته‌اند ، قبول نداريم و مدّعى هستيم كه تعلّم واجب نفسى و استقلالى است و خودش مخالفت و موافقت ، ثواب و عقاب دارد و اگر كسى تعلّم نكرد ، بر ترك خود اين واجب عقاب مىشود نه بر ترك واقع و مخالفت واقع ، بلكه چه مخالفت با واقع بكند و چه نكند بر مخالفت با ترك تعلّم مؤاخذه مىشود و اگر اين شد ، مشكل استحقاق عقوبت در واجب مشروط و موقّت حلّ مىشود و ما نمىگوييم عقاب برخورد واقع است تا كسى آن اشكال را بكند بلكه مىگوييم كه عقاب بر ترك تعلّم است و در واجب مشروط و موقّت نيز تعلّم و تفقّه واجب و لازم بوده و قبل از حصول شرط يا وقت بايد فرا مىگرفت تا در وقت خودش به‌درستى انجام مىداد و چون ياد نگرفته ، مستحق عقاب است ، البته تعلّم واجب نفسى تهيّئى است . بيان مطلب : كلا واجبات دو دسته مىشوند . 1 - ارشادى عقلى ، 2 - مولوى شرعى . واجب شرعى نيز سه دسته است 1 - نفسى 2 - غيرى 3 - طريقى ، واجب نفسى هم دو قسم است : 1 - نفسى غير تهيّئى يعنى واجبى كه براى مصلحتى كه در خود آن وجود دارد واجب شده و ضمنا زمينه‌ساز واجب ديگر نيست مثل نماز صبح ، صوم روزهاى رمضان و . . . 2 - نفسى تهيّئى كه ضمن نفسى بودن و داراى ملزمه بودن زمينه‌ساز واجب ديگر است و ما را براى اداء فريضه ديگر مهيّا مىسازد ، همانند نماز ظهر كه تا نخوانيم ، نمىتوانيم ، وارد نماز عصر شويم و . . . حال وجوب تعلّم از اين قماش است ، يعنى يك واجب نفسى و استقلالى و داراى مصلحت است و ضمنا مكلّف را مهيّا مىكند كه ساير واجبات و محرّمات را امتثال كند . قوله : و يسهل بذلك : در واجب مطلق ، ما و مشهور عقاب را بر خود مخالفت واقع
هامش
( 1 ) - مجمع القائدة ، ج 2 ، ص 110 . ( 2 ) - مدارك الاحكام ، ج 1 ، ص 123 .