تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 403

مساهمون:

ص٤٠٣
برائتى شده بود مؤاخذه ندارد زيرا اين ترك تعلّم و اجراى برائت منجر به مخالفت واقع شده ) قوله : فانها و ان كانت : گويا كسى اشكال مىكند كه اين‌گونه اشخاص كه قبلا تعلّم نكرده‌اند غالبا در مقام عمل غافل هستند و اصلا توجّه ندارد كه كارش مخالفت با واجب يا حرام واقعى است . و اصلا احتمالش هم به ذهن او نيامده است و صددرصد غافل است و عقاب شخص غافل قبيح است و از خداى حكيم صادر نمىشود . پس چگونه شما مىگوييد كه بر نفس مخالفت واقع مؤاخذه مىشود ؟ مرحوم آخوند در پاسخ مىفرمايند : قبول داريم كه اين شخص در هنگام مخالفت صددرصد غافل است و اصلا توجه به مخالفت ندارد ولى اين مخالفت مغفول عنه و غير ارادى و اختيارى يك سرچشمه ارادى و اختيارى دارد و به يك امر اختيارى و مورد التفات منتهى مىشود و آن قضيّه ترك تعلّم است كه روز اوّل ملتفت بود و احتمال وجوب يا حرمت مىداد و عقل و شرع او را به يادگيرى دعوت نمودند و مختار بود كه برود ياد بگيرد تا در مخالفت واقع نيفتد ، ولى اين كار را نكرد و حالا غافل است و مخالفت هم مىكند . پس اين از روى غفلت بودن منتهى مىشود به يك مخالفت ارادى و اختيارى و ترك تعلّم و همين اندازه كافى است كه بر اين مخالفت مؤاخذه شود و مقدور با واسطه هم مقدور است و اصولا در كليّه افعال توليدى و تسبيبى مطلب از اين قرار است كه آدمى قدرت بر سبب دارد و قدرت بر مسبّب ندارد ، ولى اگر مسبّب بدنبال سبب آمد بر نفس اين مسبّب مؤاخذه مىشود . و اگر بگوييد كه چرا بر خود ترك تعلّم عقاب نشود ؟ مىگوييم از ديد مشهور تعلّم وجوب نفسى و استقلالى ندارد تا مخالفتش حرام و موجب عقوبت باشد ، بلكه وجوب غيرى و مقدمى دارد و از باب مقدّمه براى عمل واجب است و واجب غيرى مخالفتش عقوبت ندارد . 2 - قوله : بل مجرّد : مرحوم آخوند سخن مشهور را قبول دارند كه عند الإصابة با حرام واقعى يا واجب واقعى عقاب بر خود مخالفت با واقع و بر معصيت است ولى مضافا به اين مطلب مىفرمايد كه در مواردى كه شخص احتمال حرمت يا وجوب مىدهد و ملتفت به