تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
3 و 4 - قوله : فالاولى : دليل سوّم و چهارم آيات فراوان و روايات بىشمارى است كه بر وجوب تفقه و تعلّم معالم دين و احكام دين دلالت دارد « 1 » و بر مؤاخذه و مذمّت بر خود ترك تعلّم دلالت دارد « 2 » و در بعضى از آنها تعبير اين است كه در قيامت فردى را به محكمه مىآورند و مىپرسند چرا عمل نكردى ؟ مىگويد كه نمىدانستم به او گفته مىشود كه هلا تعلّمت يعنى چرا فرا نگرفتى ؟ و بر ترك تعلّم مؤاخذه مىشود . « 3 » آنگاه اطلاقات برائت مىگويد كه تعلّم و فحص لازم نيست و ابتدا به ساكن مىتوان اصل برائت جارى كرد ولى اين آيات و روايات مىگويد كه تعلّم لازم است و بدون آن برائت جارى كردن دردسر دارد و در قيامت بايد جوابگو باشى و راه جمع اين دو دسته آنست كه اطلاقات برائت را بدين‌وسيله قيد زده و بگوييم كه اخبار برائت مربوط به بعد از فحص و يأس است و اينجا جاى برائت است و امّا قبل از فحص و يأس ، جاى آيات و روايات وجوب تعلّم و تفحص است . البته بعضىها به‌گونه ديگرى جمع كرده و گفته‌اند كه : اخبار برائت مال شبهات بدويّه است و آيات و روايات تعلّم مربوط به موارد علم به تكليف است خواه علم اجمالى يا علم تفصيلى و مؤاخذه و مذمّتى كه در اين ادلّه مطرح شد مال اين است كه چرا به آنچه مىدانستى و آگاه بودى عمل ننمودى نه اينكه مؤاخذه بر ترك تعلّم باشد . مرحوم آخوند مىفرمايد كه اين وجه جمع صحيح نيست ، زيرا ظهور آيات و روايات در اينكه مؤاخذه بر خود ترك تعلّم و فحص باشد ، خيلى قوى است ( بلكه برخى از آنها نصّ در اين معنا هستند . ) و اگر مؤاخذه بر ترك تعلّم شد ، پس اين ادله نيز مربوط به موارد شبهه و شك و عدم علم است و مىگويد كه آنچه را نمىدانى برو ياد بگير و حق ندارى برائتى شوى و همان وجه جمع نخست صحيح است . قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه تنها برخى از روايات سخن از مؤاخذه بر عمل بعد از علم دارد و گرنه نوع اين ادله سخن از مؤاخذه بر خود ترك تعلّم است .
هامش
( 1 ) - سوره توبه ، آيه 123 ؛ سوره نحل ، آيه 43 ؛ اصول كافى ، ج 1 ، ص 31 - 30 ، روايات باب . ( 2 ) - الكافى ، ج 3 ص 68 ؛ امالى صدوق ، ج 1 ، ص 9 ، تفسير صافى ، ج 1 ، ص 186 . ( 3 ) - تفسير صافى ، ج 1 ، ص 186 ، ذيل آيه :فَلِلَّهِ الْحُجَّةُ الْبالِغَةُ- انعام / 149 .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 401 | على محمدى خراسانى