1 - همه جا تكرار كردن عبثكارى و بازيگرى نيست ، بلكه چهبسا هدف و انگيزه عقلايى او را وادار به انتخاب راه احتياط و راه تكرار عمل ، نموده است . مثلا براى تحصيل حكم واقعى از منابع ( خصوصا اگر مجتهد باشد ) بايد روزها و هفتهها و ماهها وقت صرف كند و براى فرار از اين زحمت احتياط مىكند ، يا براى تحصيل قبلهء واقعى بايد ساعتها راه برود . . . براى فرار از اين مشقّت راه احتياط را برمىگزيند . يا بايد مبالغ فراوان خرج كند و يا ذلّت و خوارى سؤال را تحمل كند . . . براى فرار از اين امور احتياط مىكند . و عمل را تكرار مىكند و تمام اينها و مانند اينها اغراض و اهداف عقلايى هستند كه هر خردمندى از هدف اين شخص آگهى پيدا كند ، هرگز او را متّهم به لاغى و عابث و لاعب و لاهى بودن نمىكند .
2 - برفرض كه غرض عقلايى هم در ميان نباشد ، ولى در اينجا دو مطلب وجود دارد .
الف ) اصل امتثال امر مولى
ب ) نحوه امتثال و اينكه چگونه تكليف را انجام بدهيم . در اصل امتثال داعى و محرّك او فقط و فقط امر مولى است و صددرصد انگيزه الهى دارد و لا غير و به دنبال دعوت امر راه افتاده ولى در مقام امتثال يكى راه تقليد را در پيش مىگيرد و ديگرى راه اجتهاد را و سوّمى راه احتياط را ، و در كيفيت اطاعت عبثكار و لاغى است و انگيزههاى غير الهى هم دخالت دارد . نظير اين مطلب فراوان است ، فى المثل در تابستان گرم با آب خنك وضو مىسازد كه اصل وضو گرفتن به داعى امتثال امر است ، ولى با آب خنك بودن داعى نفسانى دارد و ضمنا مىخواهد قدرى خنك شود و از شدّت گرماى بدن كاسته شود و . . . و كسى نگفته كه آب خنك وضو را باطل مىسازد . و چون در اصل انجام عمل قصد قربت دارد ، عبادت صحيح است و از ناحيه قصد امتثال كمبودى ندارد و چيزى منافى با آن نيست .
قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه حتّى در نحوه اطاعت نيز بازيگر نيست زيرا اگر ده نماز هم بخواند و اينهمه به خود زحمت دهد ، تماما براى احراز واقع و رسيدن به نماز واقعى و مصلحت واقعى است نه براى مسخرهبازى و بيهودهكارى ، و بينندگان چون از نيّت او اطلاعى ندارند . او را متّهم به لهو و لعب مىكنند ، و گرنه خيلى هم او را تشويق و
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 397
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٧