تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 395

مساهمون:

ص٣٩٥

خاتمه شرائط اصول عمليّه

تا به حال سه اصل از اصول عمليّه بحث و بررسى شد ( 1 ) اصل برائت ، ( 2 ) اصل تخيير ، ( 3 ) اصل احتياط و قبل از ورود به مباحث اصل چهارم يعنى استصحاب ، در خاتمه مباحث سه اصل مذكور ، شرايط جريان اصول عمليّه را ذكر مىكنند . نظير اين بحث را در جريان اصول لفظيه عقلائيه ( اصالة العموم ، اصالة الاطلاق ، اصالة الظهور و . . . ) نيز داشتيم و در مباحث عام و خاص و غيره بدان اشاره شد كه به محض برخورد با يك عام يا مطلق قرآنى ، مجاز نيستيم كه بلافاصله اصالة العموم و اصالة الاطلاق و . . . جارى كنيم ، چون شايد مخصص يا مقيّدى در آيات ديگر يا در سنّت و روايات باشد لذا لازم است نخست در اطراف آن فحص و تحقيق نموده و اگر پس از تحقيق و بررسى به وجود مخصّصى دسترسى پيدا نكرديم . نوبت به اجراء اصالة العموم و مانند آن مىرسد . بنابراين شرط اصلى جريان اصول لفظى فحص و يأس است . در جريان اصول عمليّه شرعيه و عقليّه نيز فى الجملة همين بحث مطرح است و لذا بايد يكايك اصول عمليّه را بررسى كنيم و ببينيم در كدامها فحص و يأس شرط است و در كجاها شرط نيست . اما اصالة الاحتياط : احتياط هميشه پسنديده و بايسته است ( در موارد علم اجمالى احتياط واجب است و در موارد شك بدوى مستحب است و هركدام كه باشد حسن و رجحان و مطلوبيّت آن جاى ترديد نيست . ) و راه نجات و رستگارى است و هيچ خردمندى احتياط را تقبيح نمىكند ، بلكه همگان آن را حسن و نيكو شمرده و شخص محتاط را تحسين مىنمايند و هيچ قيد و شرطى هم در حسن و بايسته بودن آن دخيل
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 395 | على محمدى خراسانى