نيست و حدّ و مرزى ندارد . جز اينكه به حدّ اختلال نظام برسد ، اگر احتياط مستلزم اختلال نظام گردد و باعث شود كه نظام معيشت مسلمان مختل شود و زندگى انسان را فلج كند ، چنين احتياطى پسنديده نيست و اختلال نظام مبغوض شارع است و هرگز راضى نيست كه مسلمان در زندگى دچار چنين بنبستى شود . ولى مادام كه به اين مرز نرسيده ، هميشه و در همه حال احتياط كردن مطلوب است . ضمنا فرقى ميان معاملات ( منظور معاملات به معناى اعم كلمه يعنى مطلق توصليّات مىباشد . ) و عبادات ( امورى كه قصد قربت مىطلبند . ) نيست و در هر دو بخش احتياط خوب است و در عبادات هم فرقى نيست ميان اينكه احتياط مستلزم تكرار نباشد ( مثل موارد شك بدوى كه آيا اقامه در نماز واجب است يا نه ؟ و احتياط به اتيان است و تكرار هم مطرح نيست و مثل موارد علم اجمالى و اقل و اكثر ارتباطى كه احتياط به اتيان اكثر است ، نه به تكرار عمل و مواردى كه احتياط مستلزم تكرار باشد مثل علم اجمالى و دوران بين متباينين كه اگر بخواهيم احتياط كنيم ، بايد هم ظهر بخوانيم و هم جمعه و . . . ) در همه اينها احتياط نيكو است .
قوله : و توهّم : در خصوص احتياط در عبادات اشكالاتى چند مطرح بود كه برخى از آنها در تنبيه دوّم از تنبيهات اصل برائت ذكر شد ( قصد قربت در عبادت تكليفش چه مىشود ؟ كه چهار راه حلّ داشت . ) و برخى در امر هفتم از امور باب قطع ذكر شد ( پاسخ اينكه قصد وجه و قصد تميز چگونه ميسّر مىشود ، داده شد ) و يكى از شبهات كه در همان امر هفتم نيز مطرح شد ، به مناسبت در اينجا ذكر مىشود و آن اينكه احتياط كردن و تكرار عبادت نوعى عبثكارى و بازيگرى به امر مولى است و هركس اين انسان را ببيند كه گاهى به اين طرف نماز مىخواند و گاهى به آن طرف ، يكبار با اين جامه نماز مىخواند يكبار با جامع ديگر ، يكبار با اين مهر بار ديگر با مهر ديگر و . . . مىگويد كه اين آدم خودش را مسخره كرده و بازى درمىآورد . خلاصه عقلاء او را به بازيگرى و بيهودهكارى متّهم مىكنند و اين امور با روح عبادت كه قصد امتثال و قصد قربت باشد ، سازگار نيست : لذا اگر احتياط در عبادت مستلزم تكرار باشد ، هيچ حسن و رجحانى ندارد .
قوله : فاسد : مرحوم آخوند به دو دليل اين توهّم را فاسد مىداند .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 396
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٩٦