تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 386

مساهمون:

ص٣٨٦
اوست . و هم به معناى فرد به كار مىرود و مىگوئيم زيد بعضى از علماءست يا بعضى از فقهاء چنين گفته‌اند كه بر يك نفر هم صدق مىكند و يك نفر فرد عالم يا فقيه است نه جزء آن ، حال مدّعاى شما اين است كه اگر جزى متعذر شد ، بايد بقيه اجزاء را بياوريم . ولى در حديث بعضه الذى استطعتم دو احتمال وجود دارد : الف ) اذا امرتكم بشيء اى بمركّب ذات اجزاء فاتوا بعضه اى اجزائه الذى استطعتم . ب ) اذا امرتكم بطبيعة ذوات افراد فاتوا بعضه اى فرده او افراده الذى استطعتم خلاصه اينكه شايد مراد تبعيض به لحاظ اجزاء مركب باشد و شايد مراد تبعيض به لحاظ افراد طبيعت و كلى باشد و مورد بحث ما مركب و اجزاء است نه طبيعت و افراد كه از بحث ما اجنبى است ولى حديث داراى دو احتمال است و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال . 3 - قوله : و لو سلّم : اشكال سوّم اين است كه برفرض در جاهاى ديگر تبعيض به لحاظ اجزاء مركب و كلّ باشد ، ولى در خصوص حديث مذكور كه مورد استدلال شماست ، چاره‌اى نيست از حمل آن بر تبعيض به لحاظ افراد طبيعت . و اينكه مراد پيامبر تبعيض به اين لحاظ است . بيان مطلب : رسول خدا بر منبر سخنرانى مىكرد و فرمود : خداوند حج را بر شما واجب كرد شخصى به نام عكاشه از پاى منبر برخاست ( و بعضى به جاى عكاشه ، سراقة بن مالك گفته‌اند كه او اين سؤال را كرد . ) و گفت : « يا رسول الله آيا حج همه‌ساله بر ما واجب شده و هر سال بايد حج بجا آوريم ؟ پيامبر از او اعراض كرد ، تا آنجا كه وى دو يا سه بار سؤال خويش را اعاده كرده رسول خدا فرمود : « واى بر تو چه تضمينى دارى كه من بگويم آرى ، به خدا سوگند اگر بگويم آرى ، حج بر شما هرساله واجب مىشود و اگر چنين شد شما نمىتوانيد انجام دهيد و به زحمت مىافتيد و اگر ترك كرديد ، كافر مىشويد ( كفر عملى كه معصيت باشد ) پس بىخود از من سؤال نكنيد و آنچه را كه من نسبت به آن سكوت كردم شما هم سكوت كنيد پيشينيان به‌همين‌جهت هلاك شدند كه زياد سؤال مىكردند ( سؤالات بىجا و بهانه‌جويى مراد است ) . سپس فرمود : فاذا امرتكم بشيء فاتوا منه ما استطعتم و اذا نهيتكم من شيء فاجتنبوه . حال مورد حديث سخن از اجزاء و كلّ نيست و سخن از افراد و طبيعت است ، چون هر سال يك حج ، فردى از طبيعت و كلّى حجّ