تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
1 - كلمه « من » در روايت سه احتمال دارد . الف ) براى تبعيض باشد ، يعنى اذا امرتكم بشيء فاتوا بعضه الذى استطعتم . اگر شما را به كارى دستور دادم ، آن بعض از اين شىء را كه مىتوانيد بايد بجا آوريد . ب ) براى تبيين باشد و آن شىء را بيان مىكند و خاصيّت من تبيين آنست كه بدون آن‌هم معنا تمام است چون چيز جديدى را بيان نمىكند و لذا معناى حديث اين مىشود : اذا امرتكم بشيء فأتوه دوام استطاعتكم ، و ما در ما دام موصوله نيست بلكه مصدريهء زمانيّه و به معناى ما دام است و ما بعدش را به تأويل مصدر مىبرد . و معنا اين است كه اگر شما را به كارى امر كردم پس بايد آن كار را انجام دهيد مادامىكه مستطيع و قادر هستيد . ج ) من به معناى باء باشد . اى فأتوا به دوام استطاعتكم ، يعنى اگر شما را به كارى فرمان دادم بايد از عهده آن كار برآئيد البته تا زمانى كه مىتوانيد و استطاعت داريد . حال دلالت حديث بر وجوب باقى از اجزاء پس از تعذّر يك جزء بنا بر احتمال اوّل است : ولى طبق دو احتمال ديگر سخن از اجزاء و باقيمانده در ميان نيست و سخن از انجام اصل عمل است كه تا مىتوانيد بايد انجام دهيد و وقتى نتوانستيد انجامش لازم نيست و امّا اينكه برخى از اجزائش مقدور ما است و برخى مقدور ما نيست . اين دو احتمال درصدد بيان آن نمىباشند . البته اين اشكال به نظر آخوند خيلى مهم نيست . زيرا من ظهور در تبعيض دارد و بر همان حمل مىشود و براى بيان بودن يا به معناى باء بودن قرينه و دليل لازم دارد . ( به عقيده ما در ذيل روايت جمله‌اى هست كه قرينه بر يكى از اين دو احتمال باشد و آن كلمه و اذا نهيتكم من شىء فاجتنبوه است كه نفرموده : « فاجتنبوا منه » بلكه خود ضمير را آورده و به قرينه وحدت سياق جمله قبلى هم مىتواند چنين باشد كه فأتوا منه اى فأتوه و اين با بيان بودن يا به معناى باء بودن سازگار است . ) 2 - قوله : الّا انّ كونه : اشكال اصلى اينست كه برفرض من براى تبعيض باشد و فأتوا منه اى فأتوا بعضه . . . ولى باز هم مدّعاى شما را ثابت نمىكند . بيان مطلب : كلمه جزء در مقابل كلّ است و كلمه فرد و مصداق در مقابل كلّى و طبيعى ولى كلمه بعض هم به معناى جزء به كار مىرود و مىگوئيم دست زيد بعضى و عضوى از زيد است يعنى جزء بدن