قوله : نعم لا باس : مقام ثانى يا از نظر نقل و شرع : در دوران ميان مطلق و مشروط از اصل برائت استفاده مىكنيم ، زيرا شكّ در شرطيّت داريم ( مثلا استقبال الى القبله در نماز دخالت دارد و نماز نسبت به آن مشروط است يا دخالت ندارد و نماز نسبت به آن مطلق است به ديگر سخن ، آيا استقبال شرط صحّت نماز هست يا نه ؟ ) و همان گونه كه قبلا در شك در جزئيّت از اصل برائت و حديث رفع ( رفع ما لا يعلمون ) و مانند آن ( حديث سعه و . . . ) استفاده كرديم ، در شكّ در شرطيّت نيز قصه همين است و دقيقا بيان همان بيان است و دو اشكال و جوابى هم كه به صورت « لا يقال و لانه يقال » مطرح شد ، در اينجا مطرح است و جواب همان جواب است ،
ولى در دوران امر ميان عام و خاص و شك در خصوصيّت ، جاى اصل برائت نيست و بايد احتياط كرد . سرّ مطلب آن است كه شرطيّت استقبال ( مثلا ) از امر شارع انتزاع مىشود و عند الشك مىتوان با حديث رفع آن را برداشت ، ولى خصوصيّت خاص ( مثل انسانيّت انسان ) از ذات مأمور به انتزاع مىشود نه از امر خارج از مامور به تا با اصل قابل رفع باشد و لذا در حقيقت اوّلى از قبيل اقلّ و اكثر است و نسبت به اكثر يا شرط مشكوك اصل برائت جارى مىشود ، ولى دومى از قبيل دوران بين متباينين است كه مجراى احتياط است نه برائت ( ضمنا اگر از اين قبيل است و مثل حيوان و انسان است : پس بايد احتياطا هم حيوانى و هم انسانى بياوريم تا امتثال حتمى شود . )
تنبيه دوّم : زياده يا نقصان جزء يا شرط
مقدّمه : چهار مسئله داريم كه در تنبيه دوّم و سوّم به آنها اشاره شده
1 - نقيصة الجزء او الشرط ، يعنى از واجب و مأمور به جزء يا شرط كم شود ، ضمنا اين نقصان سهوى باشد .
2 - زيادة الجزء او الشرط ، يعنى بر واجب جزء يا شرطى افزوده شود . ضمنا اين زياده سهوى باشد .
3 - نقيصة الجزء او الشرط از روى عمد و التفات .