احتمال وجوب را برنمىدارد و مادام كه احتمال باشد ، احتياط مطلوب و خوب است .
قوله : ما لم يخلّ : تنها يك مرز عقلى براى حسن احتياط وجود دارد و آن مرز اختلال نظام معيشت است كه تا زمانى كه احتياط منجر به اين تالى فاسد نشود ، مطلقا عقلا پسنديده است . آرى وقتى به حدّ اخلال به نظام زندگى رسيد ، هرگز چنين احتياطى پسنديده نخواهد بود . ( و شرعا مرز ديگرى دارد كه عسر و حرج باشد و فعلا بحث ما در احتياط مستحبى است و آن مرز به درد احتياط واجب مىخورد ؛ و گرنه در مستحبات كسى بخواهد خود را به زحمت بياندازد و احتياط كند منعى نيست و حسن آن رفع نشده است . )
باز احتياط مطلقا زيباست ، چه نسبت به امور مهمّهاى كه شرع مقدّس بسيار براى آن اهتمام قائل شده ؛ همانند جان ، آبرو و اموال مردم كه حقوق الناس است و خيلى در آن احتياط و دقّت سفارش شده ، و چه نسبت به ساير امور كه چندان مورد اهتمام نيست و يك امر شخصى است ، « بينه و بين اللّه تعالى » در هر حال احتياط خوب است . باز مطلقا يعنى چه احتمال تكليف ( وجوب يا حرمت ) قوّى و مظنون باشد ( به ظنّ معتبر و غير معتبر كه عمده همين دوّمى است ) و چه مشكوك و متوسط باشد و يا ضعيف و موهوم باشد .
قوله : و ان كان : با توجّه به اينكه احتياط مطلقا حسن پيدا كرد و متقابلا احتياط تام و كامل و همهجانبه سر از اختلال نظام و محذور درمىآورد . لذا بهتر آن است كه مكلّف ملتفت به اين جوانب از آغاز و قبل از شروع در احتياطات يكى تقسيمى بكند و برخى را بر بعض ديگر مقدّم بدارد و حدّ وسطى را اخذ كند ، آن هم يا به اين است كه از نظر درصد احتمال تبعيض قائل شود و آنجا كه احتمال قوى و مظنون است احتياط كند و هرجا ضعيف و موهوم يا مشكوك و متساوى الطرفين است ، احتياط را كنار بگذارد ( خير الامور اوسطها ) و يا برحسب محتمل و متعلّق تكليف مشكوك تقسيم كند . اگر مورد از موارد مهمّه است مثل اعراض و نفوس و . . . احتياط كند و در ساير موارد احتياط را كنار بگذارد .
بدين ترتيب راه ميانه و اعتدالى را برگزيده است .
قوله : فافهم : شايد اشاره باشد به اينكه در امور مهمّهاى كه اشاره شد احتياط تنها حسن و استحباب ندارد ، بلكه امرى واجب و لازم است و از ما نحن فيه فاصله دارد .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 311
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣١١