تنبيه چهارم
در تنبيه دوّم فرمودند كه گرچه ما در شبهات بدويّه و شك در اصل تكليف ، برائتى شديم و احتياط را لازم و واجب ندانستيم ، در عين حال قابل انكار نيست كه احتياط كردن امرى مطلوب و پسنديده است ، آن هم مطلقا يعنى چه در شبههء حكميّه و چه موضوعيّه ، چه در شبهات وجوبيّه و چه تحريميّه ، چه عقلا و چه شرعا ، چه در امور توصّلى و چه تعبّدى . اينك گوشههاى ديگرى از اين مطلب را در تنبيه چهارم ذكر مىكنند . باز مطلقا يعنى در باب احكام هم چه حجّت معتبرى بر عدم وجوب يا حرمت داشته باشيم و چه نداشته باشيم . پس حتّى با وجود حجّت معتبر هم احتياط خوب است . فى المثل خبر ثقهاى مىگويد شرب توتون حرام نيست ؛ ولى معذلك احتياط و اجتناب خوب است ؛ زيرا خبر ثقه كه يقين به عدم حرمت نمىآورد و احتمال ضعيف مىدهيم كه در واقع حرام باشد . اينجا احتياط و پيشگيرى از اين احتمال بد نيست . يا خبر ثقه مىگويد كه فلان كار واجب نيست ؛ ولى يقين كه نمىآورد و احتمال وجوب منتفى نمىشود . لذا احتياط كردن و انجام مشتبه الوجوب كه بد نيست . در باب موضوعات هم چه امارهء معتبرى ( تعبير به حجّت در احكام و اماره در موضوعات از باب تفنّن در عبارت است و ممكن است كسانى اصطلاحا حجّت را مخصوص احكام و اماره را مخصوص موضوعات بدانند . ) بر خلاف داشته باشيم يا نه فرض كنيد نسبت به فلان مايع خارجى احتمال خمريّت و حرمت مىداديم و دو عادل شهادت دادند كه خمر نيست و مصداق حرام نمىباشد . اين بيّنه و ارزشمند است ؛ ولى يقينآور كه نيست و احتمال خمريّت و حرمت را منتفى نمىسازد .
لذا احتياط خوب است . يا نسبت به زيد احتمال مىداديم كه اكرامش واجب باشد و دو عادل گفتند او عالم نيست و اكرام ندارد ، و فرد واجب نمىباشد ؛ ولى يقين نمىآورد و