مىگيرد . بعد هم فرمود « كان له اجر ذلك » كه مشار اليه « ذلك » ، عمل است ؛ يعنى ثواب خود عمل را مىدهند نه ثواب عمل به عنوان احتياط پس عمل مطلقا و به هر نيّتى بجا آورده شود ثواب بر خود عمل است به عنوان اصلى و اوّلى كه زيارت است يا نماز و . . . نه بر عمل به عنوان ثانوى و احتياط بودن . )
آنگاه وزان اخبار من بلغ و زان اين تعابير خواهد بود كه « من سرّح لحيته فله كذا » ، « من صام فله كذا » ، « من صلّى فله كذا » و . . . و همانطور كه فقهاء در اين موارد از ترتّب ثواب بر صوم و صلاة و تسريح لحيه و . . . استحباب شرعى و امر شرعى و مأمور به به امر استحبابى بودن را استفاده كرده و فتوا به استحباب شرعى اين اعمال دادهاند . همچنين در مورد بحث هم از اخبار من بلغ همين استحباب نفسى استفاده مىشود و ترتّب ثواب موعود كاشف از اين مطلب است . پس به حكم اخبار من بلغ ، عملى كه با خبر ضعيفى استحباب يا وجوبش به ما رسيده ، مستحب نفسى و واقعى مىشود . همانطور كه دليل نافلهء شب دالّ بر استحباب نفسى است . با اين تفاوت كه دليل نافلهء شب خبر معتبر و جامع شروط است و مشمول ادلهء حجيّت خبر واحد مىباشد ؛ ولى دليل فلان زيارت و . . . خبر ضعيفى است و به بركت اخبار من بلغ ارزش پيدا مىكند و به منزلهء خبر معتبر مىشود و استحباب نفسى را دلالت مىكند .
فقهاى عظام در كتابهاى فقهى فتوا به استحباب كارهايى دادهاند و آنها را مستحب نفسى و واقعى دانستهاند با اينكه مدرك آنها ضعيف است ، شايد اين فتوا بر همين اساس باشد كه از اخبار من بلغ استحباب نفسى عمل را استفاده كردهاند ؛ و گرنه وجه ديگرى ندارد .
قوله : فافهم و تأمّل : شايد اشاره باشد به اينكه شما با فراز « بل لو اتى . . . » در واقع تنها به اطلاق صحيحهء هشام عمل كرديد و به روايات مقيّده اعتنا نكرديد ؛ درحالىكه على القاعده يا بايد مقيّدات را مقدّم بداريم و يا لا اقل به هر دو عمل كنيم و در نتيجه بگوييم كه اگر عمل را به عنوان خودش انجام داد ، ثواب بر خود اوست و اگر به عنوان احتياط انجام داد ، ثواب بر احتياط است .
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 305
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٥