بلكه به عنوان خودش مستحب است . ( شايد به اين دليل كه حيثيّت بلوغ ثواب ، حيث تقييدى نيست كه بلوغ موضوعيّت داشته باشد تا ظهور در انجام عمل به قصد رسيدن به ثواب محتمل داشته باشد ، بلكه حيث تعليلى است ، يعنى بلوغ ثواب علّت شد براى اينكه مكلّف نماز يا زيارت را به عنوان خودش و به قصد امر خودش بجا آورد ، نه به عنوان احتياط . )
2 - قوله : و اتيان العمل : درست است كه روايت صحيحهء هشام مطلق بود ؛ ولى بعضى از روايات باب مقيّد است و فرموده كه « فعمله طلبا لقول النبى ( ص ) » يا « التماس ذلك الثواب » و . . . كه با احتياط دمساز است و با اين مقيّدات آن مطلق را قيد مىزنيم و مىگوييم كه منظور صحيحه نيز همين اتيان عمل به عنوان احتياط است .
مرحوم آخوند مىفرمايد : همه جا كه مطلق حمل بر مقيّد نمىشود ، اگر مطلق و مقيّد متنافيان باشند ( اعتق رقبة با اعتق رقبة مؤمنة ) جاى حمل و تقييد است ؛ ولى اگر متنافيان نباشند ( « من اعتق رقبة فله كذا » با « من اعتق رقبة مؤمنة فله كذا » ) جاى حمل نيست و به هر دو عمل مىشود و ما نحن فيه از اين قبيل است . صحيحه مطلق است و مىگويد كه انجام آن عمل به هر عنوان كه باشد ثواب دارد و ساير روايات مقيّد هستند و مىگويند كه انجام عمل به عنوان احتياط ثواب دارد و ميان آن دو منافاتى نيست . پس ما صحيحه را مىگيريم و حكم به استحباب نفسى آن عمل مىكنيم .
قوله : بل لو اتى : تا به حال نظر اين بود كه لازم نيست عملى را كه به خبر ضعيف وارد شده حتما به نيّت احتياط و انقياد و به عنوان التماس ثواب و طلب قول نبى ( ص ) انجام دهد تا مستوجب مثوبت باشد ، بلكه به نفس عمل هم ثواب مىدهند و به اين نيّت هم اگر انجام داد ، ثواب دارد ؛ ولى در اين فراز قدمى فراتر گذاشته و مىفرمايد كه حتّى اگر آن عمل را ( زيارت ، نماز ، روزه و . . . ) به قصد احتياط و انقياد و به اين عنوان هم بياورد باز ثواب بر نفس عمل است نه بر عمل به عنوان احتياط و انقياد ( زيرا صحيحهء هشام اطلاق داشت و مىفرمود : « من بلغه . . . فعمله كان له اجر ذلك » ، كه دنبال « فعمله » متعلّق را حذف كرد و نگفت به چه عنوان انجام دهد ؟ به عنوان احتياط يا به عناوين ديگر ؟ و اطلاق همه را
شرح كفاية الأصول (فارسى) — صفحة 304
مساهمون: على محمدى خراسانى
ص٣٠٤