تنبيه دوّم
در تنبيه دوّم دو نكته را نخست ذكر مىكنند و سپس به مطلب اصلى تنبيه كه بيان امكان احتياط در عبادات باشد مىپردازند .
نكتهء اوّل : گرچه ما در شك در تكليف بعد از فحص و يأس برائتى شديم و احتياط را واجب ندانستيم ، ولى اصل حسن و رجحان احتياط در موارد شبهه قابل انكار نيست و ترديدى نيست در اينكه احتياط شرعا نيكو و راجح است ( به خاطر آنهمه اوامرى كه به احتياط داشتيم و قبلا در دليل اخبارىها بدان اشاره شد و آن اوامر اگرچه وجوب را دلالت نكرد ؛ ولى اصل رجحان و استحباب را دلالت مىكرد و اگر هم ارشادى باشند ، باز چون در كلام شارع آمده به اين لحاظ بجاست كه بگوييم شرعا هم حسن و نيكو است . ) و عقلا نيز پسنديده و بجا و خوب است ( عقل هر عاقلى احتياط را خوب مىداند و بىاحتياطى را بجا نمىداند . ) ضمنا مطلقا احتياط حسن دارد و بجاست . چه در شبههء حكميّه و چه موضوعيّه ، چه در شبههء وجوبيّه چه تحريميّه ، چه در مشتبهاتى كه از امور توصّلى باشند ، مثلا خياطت واجب است يا نه ؟ شرب تتن حرام است يا نه ؟ و چه از امور تعبدى باشند ، مثلا اقامه در نماز واجب است يا نه ؟ كه اگر واجب باشد ، بايد به قصد قربت انجام شود و يك امر عبادى است ، فلان ترك در روزه يا حج واجب است يا نه ؟ و فعلش حرام است يا نه ؟ كه اگر حرام باشد ، تعبّدى است و بايد به قصد قربت ترك شود ، نه به جهت مقاصد نفسانى و شيطانى و . . . ( و سرّ اين بايسته بودن آن است كه انسان در سايه احتياط به واقع مىرسد و احراز واقع مىكند و احتياط طريق به سوى واقع است و كسى نگفته رسيدن به واقع بد است . بالاخره گرچه عقاب نيست و مخالفت آن و لو در واقع حرام يا واجب باشد عذاب ندارد ، ولى اثر وضعى كه دارد و انسان مىخواهد از مفاسد دنيوى